دانلود آهنگ جدید

واوموزیک - دانلود آهنگ جدید ایرانی

دانلود آهنگ جدید

واوموزیک - دانلود آهنگ جدید ایرانی

مختصری از تاریخچه ی موسیقی ایران

قبل از بررسی خلاصه وار تاریخ موسیقی ایران باید به چند نکته توجه کرد: اول آنکه ایران باستان کشوری پهناور بوده که حدودا شامل ۳٠ کشور امروزی بوده است و به طبع دارای اقوام، مذاهب و فرهنگهای گوناگونی بوده اند. پس ما نباید منتظر فرهنگی یک پارچه باشیم زیرا این اقوام در کنار هم و به کمک دستاوردهای یکدیگر به پیشرفت و تکامل رسیده اند، نه هر کدام به تنهایی. پس همه دستاوردهای این خطه بزرگ را هر کدام از این اقوام می توانند از آن خودبدانند. در دوره بعد از فتح ایران بدست اعراب و مسلمان شدن ایرانیان چون اعراب دارای فرهنگی غالب نبودند، از لحاظ فرهنگی مغلوب ایرانیان شدند و فرهنگ برتر ایرانیان را پذیرفتند و در راستای شکوفایی آن بادیگر اقوام که مغلوب اعراب مسلمان شده بودند کوشیدند و از این فرهنگ ایرانی فرهنگ اسلامی را به وجود آوردند که پایه واساس آن همان فرهنگ ایران باستان بود.
در سده های اول فرهنگ اسلامی یعنی تاحدود دوران خلافت عباسیان یک فرهنگ واحد در سراسر این سرزمینهای اسلامی وجود داشت و از آن زمان به بعد بود که سرزمینهای اشغالی مستقل شدند و هر کدام باتوجه به ریشه فرهنگی یکسان رنگ و بوی منطقه و قومیت خود را به این فرهنگ مادر بخشیدند و بخاطر همین امر است که وجوه مشترک فرهنگی هنری زیادی دز میان کشورهای مسلمان وجود دارد که اغلب مستشرقین به اشتباه این وجوه مشترک را اخذ شده از فرهنگ عرب می دانند که این امر نیز حاصل سطحی نگری به تاریخ و فرهنگ این سرزمینها است.

آموزشگاه موسیقی

تاریخ موسیقی ایران زمین را می توان به دو بخش اصلی تقسیم کرد، آن دو بخش عبارتند از :

الف: دوران پیش از اسلام

ب: دوران بعد از سلام

در بررسی دوره پیش از اسلام منابع معتبر ما که همان حجاری ها و مجسمه ها و نقوش روی ظروف بدست آمده می باشد که از ١٥٠٠ قبل از میلاد مسیح آغاز می شود. از مجسمه های بدست آمده در حیطه قلمرو ایران باستان که در شوش بدست آمده، سازی شبیه تنبور امروزی مشاهده می شود که نمایانگر یک ساز ملودیک در آن زمانها است. درحجاریهای طاق بستان گروه نوازندگان چنگ نواز و سازهای بادی نیز مشاهده می شود. بیشتر اطلاعات ما از دوران پیش از اسلام ایران زمین محدود به کتب تاریخی و اشعار سده های اول دوران اسلامی است. در هر حال ما اطلاعی از موسیقی کاربردی و نحوه اجرای دقیق موسیقی در آن دوران نداریم. اما در دوره بعد ازفتح ایران توسط اعراب تا آخر دوره خلفای راشدین که در سده اول حکومت اسلامی حکمرانی می کرده اند (از سال یازده تا چهل و یک هجری قمری) انواع موسیقی ممنوع بود. با به روی کار آمدن بنی امیه حدودا موسیقی آزادی بیشتری پیدا کرد و از این دوران تا دوران خلفای عباسی دوره اوج شکوفایی موسیقی نظری و عملی ایران و اسلام است که در این دوران کسانی چون فارابی، ابن سینا، خواجه نصیرالدین طوسی، ابن زیله، صفی الدین ارموی، عبدالقادر مراغی، و افراد بیشمار دیگری در موسیقی عملی و نظری ظهور کردن که کتب و رساله های آنها در موسیقی موجود است. در هر حال با ظهور تشیع در ایران و به روی کار آمدن شاهان صفوی موسیقی در ایران رنگ و بوی دیگری به خود گرفت و از موسیقی که در دوران اسلامی کاربرد داشت جدا شد و رنگ ایرانی این موسیقی بیشتر شد تا در دوره قاجاریه این روند به اوج کمال خود رسید و سیستم دیگری که بنام دستگاه در دوره صفویه ظهور کرده بود، کامل شد و توسط نوارندگان چیره دست آن زمان به صورت شفاهی به شاگردان سازهایی از قبیل تار، سه تار، کمانچه، نی و سنتور انتقال پیدا کرد و در همین دوران قاجاریه بود که خط نت امروزی به ایران راه یافت و سنت شفاهی اساتید موسیقی ایران که بنام ردیف است به خط نت در آمد.

آموزشگاه موسیقی تار

بنیامین به حاشیه‌های «کبیر» پاسخ داد/ مشورت مذهبی گرفته بودم

بنیامین بهادری خواننده موسیقی پاپ در پاسخ به انتقادات و حاشیه های مطرح شده پس از انتشار قطعه موسیقایی «کبیر» توضیحات مشروحی را ارائه داد.

 

 

 

 

 

بنیامین بهادری خواننده موسیقی پاپ که این روزها همراه با خانواده خود برای انجام امور شخصی و برنامه ریزی کنسرت های خارجی در کشور آمریکا به سر می برد، یکشنبه شب ۲۱ خرداد ماه به وقت ایران در یک کنفرانس خبری آنلاین به حاشیه ها و انتقادات مطرح شده درباره قطعه موسیقی «کبیر» که بر اساس دعای جوشن کبیر خوانده شده است، پاسخ داد.

روایتی از شکل مدل آسمانی و لو رفتن قطعات مذهبی

این خواننده در ابتدای صحبت های خود در پاسخ به خبرنگار مهر مبنی بر انتقادات مطرح شده درباره استفاده موسیقی برای خواندن دعای «جوشن کبیر» اینگونه توضیح داد: این مدل «آسمانی» مربوط به امسال و سال گذشته نیست زیرا اولین آثاری که بنیامین بهادری با آن مطرح شد مضامین مذهبی و آسمانی داشتند که از آن جمله می توان به قطعه «عموم ابوالفضل»، «آقام آقام» و «بوی محرمش میاد» در قالب آلبوم «ماه مهربان» اشاره کرد. این آلبوم در آن زمان برای اخذ مجوز به دفتر موسیقی وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی رفت که متاسفانه هیچکدام از آنها مجوز انتشار نگرفتند. این آثار عمدتا حال و هوای آرامی داشتند و تنها چند اثر از مجموعه به صورت ریتمیک تولید شده بود. قطعاتی که مدتی بعد از مطرح شدن دیگر آثارم مورد توجه مردم قرار گرفت. البته ما هیچوقت نفهمیدیم که این آثار چطور و از کجا لو رفت که همه آنها را گوش کردند. کما اینکه در این مورد هم بارها به صورت کتبی و شفاهی به مسئولان مربوطه اعتراض و اعلام کردیم که این اتفاق باعث به وجود آمدن نوعی تناقض میان مخاطبان موسیقی شده و ذهنشان را مخدوش می کند که بنیامین عاشقانه خوان چطور در این فضای مذهبی فعالیت می کند.

وی ادامه داد: آن زمان به آثار مذهبی من مجوز ندادند اما بعد که بقیه کارهایم شنیده شد به یکباره دیدم که آن کار هم در فضای موسیقی لو رفت. موضوعی که برای من بسیار عجیب بود و هرچه پیگیری کردم بالاخره نفهمیدم آن آثار از کجا لو رفت. می خواهم به یک نکته اشاره کنم که بنده تجربه تولید چندین اثر آسمانی را دارم ولی هر زمان که این آثار منتشر شده به دلیل فرم جدیدش عده ای به لحاظ اعتقادی احساس کردند که به مضامین مذهبی توهین شده و خیلی ها هم از این فرم جدید استقبال کردند.

هیچ ایراد فقهی درباره اجرای قطعه کبیر وجود ندارد

بنیامین بهادری گفت: من پیش از انتشار قطعه «کبیر» این اثر را برای بسیاری از مسئولان و افراد مذهبی اسم و رسم دار و قابل احترام فرستادم و از آنها نظر خواستم و بارها و بارها با هم گپ زدیم. این موضوع نیز قابل پیش بینی بود که عده ای نسبت به این اثر گارد خواهند گرفت و حتی تخریب و اتهام زنی خواهند کرد. در اینجا باید بگویم اولا هیچ ایراد و اشکال فنی و فقهی درباره اجرای ادعیه ها با موسیقی وجود نداشته و ندارد. ضمن اینکه بنده هیچکدام از این آثار را بلافاصله بعد از یک اتفاق خاص اجتماعی و سیاسی تولید نکردم. برای همان قطعه «اذان صبح» که بعد از حادثه پلاسکو منتشر شد ماجرا به این گونه نبود که من آن را فردای حادثه تولید کرده باشم. این آثار در طول سال تهیه و تولید شده که من به مرور و به تناسب حس و حالی که از جامعه دریافت کردم آنها را منتشر می کنم.

این خواننده موسیقی پاپ با اشاره به این نکته که موفقیت اثر یک آرتیست باید از جهات مختلف مورد بررسی قرار گیرد، عنوان کرد: اینکه این اثر مورد استقبال قرار نگرفته و موفق نشده را باید از جنبه های مختلف بررسی کرد. یک اثر می تواند در همان روز انتشار به یکباره مورد استقبال قرار بگیرد و در حالت بعدی ممکن است در گذر زمان به نتیجه مدنظر خود دست پیدا کند. از آنجایی که این قبیل آثار در برخی از گروه های جامعه مخالف هایی دارد، کمتر به شیوه معمول در گوش شنیداری جامعه جای می گیرد و همین مخالفت ها و بایکوت ها باعث می شود اثر به گوش مردم نرسد. البته شنیده شدن یا شنیده نشدن این آثار زیاد برایم مهم نیست زیرا آثاری چون «کبیر» جزوی از اعتقادات قلبی من هستند. اصلا شاید من کارم را بلد نیستم و نمی توانم آثار را جوری بخوانم که حق مطلب ادا شود که در اینجا محل بحث من نیست.

ماجرای تماس تلفنی دفتر موسیقی چه بود؟

وی در ادامه این کنفرانس خبری آنلاین به ارائه تاریخچه ای از ضبط، تولید و انتشار قطعه کبیر پرداخت و گفت: این قطعه سال ۹۳ تولید و در همان زمان رایزنی شد که این اثر به صورت تک آهنگ منتشر شود، اما از سوی مدیریت وقت دفتر موسیقی گرفتند و گفتند برای انتشار قطعه باید صبر کنیم. تک آهنگ «کبیر» با آلبوم «بنیامین ۹۴» در ابتدای سال ۹۴ به دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فرستاده شد که همان موقع نیز از مدیریت دفتر موسیقی گفتند که این قطعه عربی را از کلیت سی دی که من به آنها تحویل داده بود، بیرون می آید. حتی به من گفتند که سی دی دیگری را ارسال کنید که در آن این قطعه عربی وجود نداشته باشد. وقتی علت را پرسیدم گفتند: «باید آلبوم را به شورا بدهیم» و وقتی گفتم چه اشکالی دارد که همین قطعه را نیز به شورا بدهید؟ در جوابم توضیح دادند: «این قطعه الان مناسب نیست.»

بنیامین ادامه داد: من همان موقع گفتم اگر بحث اسلامی و شرعی بودن در کار است بدانید که من هم مسلمان هستم و حتما قبل از تولید درباره آن سوالات زیادی را کرده ام و می دانم کلیات آن اشکالی ندارد، فقط ممکن است انتشارش اعتراض هایی را در پی داشته باشد. اصلا نهایت کار این است که شما کار را به شورا بدهید ولی آنها کار را رد می کنند. اما دوستان قبول نکردند و گفتند که نمی توانند این کار را به شورا بدهند. البته دلیلشان این بود که اگر این کار به هر دلیلی کپی شود ممکن است بیرون بیاید و با توجه به حساسیت اثر با واکنش هایی مواجه شود. من از آنها خواستم کتبا موضوع را بنویسند اما قبول نکردند. تا اینکه وقتی از دفتر بیرون آمدم به سراغ مدیربالادستی رفته و بعد از سلام و علیک گرمی که با هم کردیم ماجرا را توضیح دادم که او نیز گفت به من کمک می کند راهی برای انتشار اثر پیدا کنم.

آقای مدیر گفت دست نگه دار

بهادری با اشاره به جزئیات دیگری درباره انتشار قطعه «کبیر» اظهار کرد: به هر حال بعد از گذر از این ماجراهایی که به آن اشاره کردم من یک ماه پیش تماس گرفته و با مسئولان وزارت ارشاد صحبت کردم و گفتم «دو سال از ارائه این قطعه به شما گذشته و یک جواب بدهید که نه» اما دوستان گفتند دست نگه دارم و از من خواستند کمی تنظیم را تغییر دهم که من چندی پیش قطعه را به یک آقای مکزیکی دادم و به او گفتم این قطعه دعایی است که برای فرهنگ و کشور ما بسیار مقدس است و ما تصمیم داریم آن را با به عنوان یک اثر موسیقایی منتشر کنیم. حتی بعد از تنظیم مجدد کار من آن را برای همه فرستادم تا هر تستی که لازم است رویش انجام شود. جالب اینکه همه به اتفاق موافق بودند و می گفتند این قطعه مشکلی ندارد. حتی آدم‌های سختگیر هم موافق بودند ولی می‌گفتند احتمالا از بخش دیگر جامعه و آدم های مذهبی اعتراض‌هایی می‌شود.

این خواننده ضمن بیان جزئیاتی از انگیزه های خود برای انتخاب زبان عربی در خوانش قطعه کبیر گفت: من درباره ساخت این آثار روی متون مذهبی پرسش های زیادی کردم و می دانم در زمینه قرآن حساسیت خیلی بالاست و همه توصیه می کنند که این اتفاق نیفتد، ولی در ادعیه تا آنجا که می دانم مشکلی وجود ندارد فقط تنها نکته ای که باقی می ماند به کار گیری یک موسیقی مناسب است که من برای آن تعریف ساده ای دارم. ما اگر در این نوع متون موسیقی بگذاریم که ما را از فضای متن دور می کند به طور حتم ساخت آن موسیقی اشکال دارد، ولی وقتی این موسیقی را گوش می دهی و متوجه می شوی که خدایت همان خداست پس آن موسیقی نیز اشکالی ندارد. به هر حال این در جامعه طبیعی است که در مهم ترین انتخابات هم بخشی از جامعه موافق و بخشی دیگر هم مخالفند بنابراین ممکن است این مدل کارها در عین حال که مخالفانی دارند از موافقانی نیز برخوردار باشند.

وی در بخش دیگری از صحبت های خود با اشاره به ضرورت تولید این قطعه بیان کرد: کسی که در تمام زندگی اش دعای جوشن کبیر را نشنیده چه ایرادی دارد که به واسطه این موسیقی با این دعا آشنا شود. من برای این قطعه حداقل ۸ تا ۱۰ مشاور اجتماعی و مذهبی گرفته ام که عمده جواب هایشان این بوده که غلط نیست. بنده بازهم تاکید می کنم که با زیبایی اثر کاری ندارم. جمله های این چنینی که کار زیبا و قشنگ نیست و تو بهتر می توانی بخوانی را شنیده ام که به طور حتم دیدگاه سلیقه ای است ولی راجع به درست و غلطی، اکثریت نظر مثبتی داشتند. فقط یک نفر بود که گفت من برای اطمینان باید از شخص دیگری بپرسم و با تردید جواب من را داد ولی بقیه گفتند که کار غلطی نیست ولی احتمالا بازتاب های گسترده ای خواهد داشت که باید راجع به آن فکر کرد.

صدور بیانیه در ساعات پایانی یک روز جمعه

این خواننده درباره صدور اطلاعیه دفتر موسیقی وزارت ارشاد هم گفت: من شرایط مسئولان فرهنگی کشور را درک می کنم که علیه این اثر آن هم در ساعات پایانی یک روز جمعه اطلاعیه صادر کردند. قطعا حواشی مختلفی درباره این اثر به وجود آمده که باعث این رفتارها شده، اما نمی دانم چرا دوستان مسئول قصدی برای جواب دادن به من مبنی بر اینکه این قطعه مجوز گرفته یا نه، نداشتند؟

وی افزود: من این اثر را در آمریکا نساخته ام بلکه در ایران ساخته و دو بار برای ارشاد ارسال شده است. اتفاقا با هر تغییری هم نسخه جدید را برای مدیران محترم فرستادم و نظرشان را پرسیدم ولی هیچ جوابی به من ندادند. من پای عقایدم همیشه ایستاده ام و می ایستم. آن زمان که در اوج همه گیری آثار عاشقانه من، آثار مذهبی من هم در دسترس علاقمندان موسیقی قرار گرفت، هیچ وقت از اعتقاداتم عقب نشینی نکردم و محکم ایستادم و از آن آثار مذهبی در کنار قطعات عاشقانه ام دفاع کردم. من به این ثر اعتقاد دارم و پای اعتقاداتم می ایستم و بر این ماجرا تاکید دارم که باورهای دینی و مذهبی ام را خوانده ام.

بهادری در ادامه این کنفراس آنلاین خبری با اشاره به اینکه از حواشی مختلف بعد از انتشار قطعه «کبیر» آگاهی داشته است، توضیح داد: من می دانستم که این اثر حواشی مختلفی را در پی خواهد داشت. وقتی «ربنا» زیر سوال می رود و به خوانش استاد ایراد وارد می شود من نیز متوجه میزان حساسیت‌ها هستم. از لحاظ فقهی و شرعی ایراداتی به تلاوت و قرائت آیات قران با موسیقی وارد است ولی نسبت به ادعیه ها هرگز چنین میزان حساسیت و قوانینی وجود نداشته و ندارد. به هر ترتیب جنجالی که برای انتشار قطعه «کبیر» بوجود آمده، نه به دلیل زیبایی اجرای آن از سمت من و تیمم است و نه بخاطر بد بودن آن است بلکه بیشتر ما درباره درست یا غلط بودن خوانش دعای جوشن کبیر با موسیقی حرف می زنیم.


اخبار موسیقی

هنوز متوجه اعلام برائت دفتر موسیقی نشدم

بنیامین بهادری در پاسخ به یکی از خبرنگاران مبنی بر اینکه آیا در آینده نیز مشابه این آثار از سوی وی تولید خواهد شد یا خیر؟ تاکید کرد: واقعا نمی‌دانم چه جوابی باید به این سوال بدهم. این اثر سال‌ها پیش ساخته شده و قرار بود ماه رمضان امسال پخش شود. من سال‌ها برای آن برنامه ریزی کرده بودم واصلا اینگونه نبود که به یک باره تصمیم به انتشارش بگیرم. من بیش از دو سال برای گرفتن مجوز این اثر تلاش کردم و حتی یک «نه» به من نگفتند. همیشه نوعی توصیه های دوستانه بوده که مثلا «ما خودمان این اثر را دوست داریم و استقبال می کنیم، ولی شاید مناسب نباشد» و با همین روش من هرگز پاسخ درستی نشنیدم. اما بعد می بینیم که روز جمعه اطلاعیه صادر شده که بنیامین بهادری این اثر را در آمریکا تهیه و تولید و منتشر کرده است! این رفتار واقعا در شان مسئولان موسیقی کشور نبوده و نیست. من هنوز متوجه این رفتار احساسی و اعلام برائت دفتر موسیقی از این اثر و میزان حساسیت آن برای این مرکز نشده ام. برای آینده و روند فعالیت های کاری ام هم خدا بزرگ است و من هم به امید خدا در تلاشم.

ممنوع التصویری یا ممنوع الورودی مساله این است

این خواننده در بخش دیگری از صحبت های خود تصریح کرد: من یک هنرمندم. گناه نکرده‌ام که قطعه‌ای به ذهنم رسیده و آن را تولید کردم که البته که ممکن است قشنگ نباشد. من باز هم می گویم که این قطعه را به ارشاد داده‌ام و ارشاد می‌تواند از طریق شورا یا رییس دفتر موسیقی یک نامه‌ای بنویسد و همین مواردی را که شما مطرح کردید در جواب به اثر بنویسد و بگوید: «به دلیل عدم سنخیت بین متن و موسیقی یا هرچیز دیگری اجازه پخش ندارد». من حتی دو سه هفته پیش با مدیران نسبتا ارشد ارشاد صحبت کردم. من با کسانی که در قطعه ها و موارد خاص حس می کنیم باید کار را با آنها درمیان بگذاریم مشورت کرده ام و آنها به هیچ وجه مخالفت نکرده اند ولی نگران بودند.

بهادری درباره احتمالاتی از قبیل ممنوع التصویری یا ممنوع الورودی اش به ایران بعد از حاشیه های انتشار این تک آهنگ عنوان کرد: با توجه به به روز شدن جامعه و تغییر و تحولاتی که در این مدت اتفاق افتاده فکر نمی کنم شاهد چنین رویه ای باشیم.

توضیح درباره سفر به آمریکا

وی در بخش پایانی صحبت های خود با اشاره به شایعاتی که درباره سفرش به آمریکا مطرح شده است، عنوان کرد: من قبل از عید به آمریکا آمدم و مسافرت خانوادگی داشتم و باید در اینجا به یک سری مسائل رسیدگی می کردیم. در کنار آن تور سوم آمریکای شمالی ما طراحی شده است ولی احتمالا ظرف چند هفته آینده به ایران برمی گردیم. عید فطر هم در سالن دالبی لس آنجلس کنسرت بزرگی خواهیم داشت. در اینجا تبلیغ کارهایمان سخت است و مستقیم و غیرمستقیم باید اجازه های مختلفی داشته باشیم که با چه کسانی کار می کنیم. اینجا هم یارکشی است و تبلیغات سخت است و بهترین پمپاژ آگهی و خبر از داخل ایران است.

ورکانه همدان؛ زیباترین روستای رنسانسی ایران

روستای ورکانه همدان که به عنوان نگین گردشگری روستایی این استان شهرت یافته است با سنگ‌های لاشه که تمام‌ کوچه‌های آن را احاطه کرده‌اند زیر نورهای موضعی به رنگ قهوه‌ای سوخته در می‌‌آیند که تصاویر اروپای دوران رنسانس را یادآور می‌شود.

به گزارش خبرنگار مهر، تداخل نورهایی که از بالا و پایین دیوارها و خانه‌ها را احاطه کرده‌اند با رفتن خورشید خود را بیشتر به رخ می‌کشند و زیبایی که تمام بافت این روستا به دلیل درخشندگی‌اش به دست آورده برای بسیاری از گردشگران جاذبه‌ای مدرن در بافت سنتی محسوب می‌شود.

جاذبه‌هایی که حتی مسئولان سازمانی همدان نیز از آن به عنوان نگین روستاهای همدان نام می‌برند.

روستای ورکانه یکی از روستاهای دهستان الوند کوه شرقی در شرق شهرستان همدان است که در دامنه کوه قرار دارد و کوه‌های سرده در سه کیلومتری شمال شرقی، کوه سرخ بلاغ در سه کیلومتری جنوب غربی و کوه قره‌داغ در چهار کیلومتری شرق این‌ آبادی قرار دارند.

در هر کوچه این روستا که قدم می‌گذاری، فرش سنگی زیر پا، احساسی زیبا را در وجود انسان ایجاد می‌کند، تمام کوچه‌ها جدول‌کشی شده و مانند شهری زیبا به نظر می‌رسد و چراغ‌های روشنایی زیبایی که مناسب سنگفرش‌هاست کنار پیاده ‌رو تعبیه شده است.

این زیبایی وصف ‌ناشدنی حاکم بر روستای ورکانه همدان در پی امضای تفاهم‌نامه میراث فرهنگی و بنیاد مسکن انقلاب اسلامی ایجاد شد و به دنبال آن زیباسازی روستای ورکانه در چند فاز انجام گرفت و حفظ معماری سنتی آن جلوه‌ ای ویژه به خود گرفت.

این روستا زادگاه پرفسور توفیق موسیوند، سازنده نخستین قلب مصنوعی جهان است که در سال ۱۳۱۵ در این دیار چشم به جهان گشود.

روستای ورکانه همدان یکی از شش روستای گردشگری همدان

روستای ورکانه همدان یکی از شش روستای گردشگری همدان است که نام آن در فهرست آثار ملی به ثبت رسید و به عنوان منطقه ویژه گردشگری کشور مطرح شد.

بافت کالبدی روستای ورکانه همدان به دلیل ویژگی خاص فرهنگی، به عنوان میراثی ارزشمند از نیاکان به شمار می‌رود و حفظ و نگهداری آن را مورد تأکید قرار می‌دهد.

این روستا منطقه ‌ای است که قدم زدن در کوچه‌های آن عظمت قدرت و زیبایی آن انسان را مبهوت می‌کند و آن را زیباتر از شهر به عنوان نگین همدان معرفی می‌کند.

این روستا مدتها به لحاظ وضع خاص خود از نظر موقعیت جغرافیایی و ارتباطی و توانمندی اقتصادی و زیرساختی در انزوا قرار داشته است و در سال های اخیر با کشف پتانسیل هایش رونق به سراغ آن آمده است.

روستای ورکانه در دامنه جنوبی زاگرس مرکزی قرار گرفته و روستاهای این منطقه به دلیل کوهستانی بودن و برخورداری از طبیعت زیبا از مناطق بسیار بکر به شمار می‌روند.

وجود دره‌های فراوان از جمله دره‌های زیبای یورد صفرخان، دره‌ خان، تخته سنگ، جن‌ دره و سوبلاغ در مجاورت روستا از خصوصیات طبیعی منطقه است به طوری که دره بارانی در جنوب و جنوب شرق‌ آبادی واقع شده است و شیب عمومی این منطقه و وجود دره‌های فراوان در اطراف روستا موجب شکل‌ گیری رودخانه‌های فصلی شده است.

رودخانه ‌های فصلی ورکانه از ارتفاعات یخچال‌ها سرچشمه می‌گیرند و بعد از عبور از اراضی سیمین ورکانه به رودخانه فصلی ارزانفود می‌ریزند و سرچشمه گرفتن رودخانه دارستان (ارزانفود) از ارتفاعات روستای ارزانفود بر جاذبه‌های طبیعی منطقه افزوده است.

گذری بر کوچه پس کوچه‌‌های روستای سنگی ورکانه در فصل تابستان، نشان دهنده پرورش درختان گردو، سیب و زردآلو در حیاط برخی از واحدهای مسکونی است.

زیباترین مناطق ایران

باغ فضای اصلی زندگی برای مردمان این روستا است

در روستای ورکانه باغهای سرسبز، اراضی و فضاهای سبز، نقطه مثبت و پتانسیل فعال برای برنامه ‌ریزی جهت جذب گردشگر محسوب می‌شود زیرا باغ به عنوان فضای اصلی زندگی برای مردمان این روستا مطرح است و در جای جای زندگی افراد رخنه کرده است به طوری که حضور باغ، هر چند کم وسعت، در حیاط خانه‌ها به وفور دیده می‌شود.

گذشته از این، محور ارتباط اصلی روستا از شهر همدان نیز دارای مناظر و چشم ‌اندازهای زیبایی است که می‌تواند به عنوان محوری توریستی مطرح شود زیرا وجود چشم‌ اندازهای زیبا و مناظر بدیع این محور را یکی از پتانسیل‌های بالفعل شهر همدان کرده است.

این محور از جاده همدان – ملایر منشعب می‌شود و پس از عبور از سد اکباتان و روستاهای یلفان، شمس‌ آباد و علی‌آباد به ورکانه می‌ رسد.

برخی بناها و فضاها که بیشتر در بخش مرکزی روستا و جاهایی که قدمت بیشتری دارند، شامل بناهای سطوح و فضاهای پر و خالی در هم ادغام شده هستند که بافت همگن ایجاد کرده‌اند.

در این فضا و بافت، تراکم بناها شدید است و معابر طراحی شده در این منطقه عرض کمی دارند. برخی بناها نیز به لحاظ ترکیب مربوط به دوره جدید هستند و به لحاظ ترکیب ‌بندی و بافت از نظم خاصی برخوردارند و در این بخش از بافت، در حیاط، باغ وجود دارد و بر زیبایی فضا افزوده است.

فضاهای باز روستا روی هم رفته ۶۲ هزار و ۵۶۹ متر وسعت دارند که ۱۷ هزار و ۲۰۷ مترمربع آن را معابر، چهار هزار مترمربع آن را فضای باز، ۲۰ هزار و ۲۸۶ مترمربع آن را عرصه‌های ساختمانی و ۲۱ هزار و ۷۶ مترمربع آن را باغها و اراضی تشکیل می‌دهند.

کاربرد سنگ در چهره و سیمای روستا خودنمایی می‌کند

روستای ورکانه به لحاظ کار و استفاده از مصالح بومی و محلی به خصوص مصالح سنگی منحصر به فرد است و کاربرد سنگ به صورت یک مصالح عام و متعارف در چهره و سیمای روستا خودنمایی می‌کند.

کاربرد سنگ نه‌ تنها در پی، بلکه در قسمت اعظم بناها در ساخت دیوارهای باربر و دیوارهای محوطه و حیاط‌ها مورد استفاده قرار گرفته است و اکثر سنگ لاشه است که توسط ملات گل کار شده و پهنای این دیوارهای سنگی در طبقه همکف به یک متر هم می‌رسد و تنها عامل اتصال در دیوارهای سنگی نیز استفاده از تیرهای چوبی است.

سنگ، سنگ لاشه، سنگ مالون، خشت و آجر انواع مصالح متعارف ساختمانی در ابنیه روستای ورکانه است و عنصر سنگ به عنوان اصلی‌ترین مصالح در ابنیه روستای ورکانه بیش از هر چیز در بازدید از روستا به چشم می‌خورد و به نظر می‌رسد کاربرد سنگ در روستا به علت فراوانی این عنصر در روستا و سختی و مقاومت آن در برابر تغییرات جوی و همچنین کمبود آجر و خشت در منطقه بوده است.

پیشینه روستای ورکانه به بیش از ۴۰۰ سال می‌رسد و آنچه از تاریخ برمی‌آید اینکه نخستین و قدیمی‌ترین محله آن، محله درب مسجد است.

محله درب مسجد قدیمی‌ترین محله روستای ورکانه به شمار می‌رود

روستای ورکانه مجموعه‌ ای از چند محل است که هر کدام از چندین واحد همسایگی و مسکونی تشکیل شده‌ اند و در محله درب مسجد که قدیمی‌ترین محله روستای ورکانه به شمار می‌رود مسجد، حمام و مخابرات قرار گرفته است.

در محله کردها نیز که در شرق روستای ورکانه و ورودی آن جای گرفته، تنها مدرسه روستا واقع شده است و خرمن جا که به محله خرمنی معروف است در این محله قرار دارد.

محله عباس‌آباد سومین محله روستاست که در مناطق تازه توسعه یافته قرار دارد و غیر از نانوایی و یک آسیاب، کاربری دیگری در آن استقرار ندارد.

روستای ورکانه به دلیل اینکه در پیرامون آن معادن سنگ به فراوانی مشاهده می‌شود، نام ورکانه را به خود گرفته و وجه تسمیه روستای ورکانه را معادل محلی که در نزدیکی معدن یا ورکان است، آورده‌اند و شاید ورکانه را به دلیل قرار گرفتن این روستا در کنار رود و جوی آب به این نام خوانده ‌اند زیرا در زبان کردی، کانه به معنای چشمه است.

در روستای ورکانه مانند سایر روستاهای استان، ریش‌سفیدان جایگاه خاصی دارند و در زمانهای قدیم نیز نظام تصمیم‌ گیری و قدرت بر اساس ارباب رعیتی بوده است.

در آن زمان نقی‌خان قراگوزلو، خان روستا بوده و بعد از او نیز دخترش ارباب و حاکم روستا شده است و در حال حاضر نیز اصطبلی که در دو کیلومتری جنوب روستا ساخته شده، بقایایی از آن زمان است.

این اصطبل در سالهای پیش از انقلاب به عنوان مرکز پرورش اسب دربار مطرح بوده و در حال حاضر نیز جز آثار دیدنی روستا به شمار می‌رود.

این بنا دارای طول و عرضی به ابعاد ۷۵ در ۲۲ متر و با زیربنای کل یک هزار و ۶۵۰ مترمربع ساخته شده و دارای یک حیاط مرکزی است که در دو طرف حیاط فضای نگهداری اسب وجود داشته و دو ضلع دیگر، ‌ورودی و انبار علوفه بوده است.

ورودی اصطبل در ضلع شمال شرقی بناست و در ضلع‌های شرقی و غربی انبار علوفه و فضای نگهبانی تعبیه شده و کف انبارها از کف حیاط در حدود یک متر پایین‌تر است.

قلعه مهری خانم اثری تاریخی در روستای ورکانه است

قلعه اربابی نیز بنایی است که ساختمان آن با پلان چلیپایی طراحی شده، مربوط به مهری خانم، ارباب روستا بوده است.

این بنا در ابعاد ۱۲×۲۰ متر و با زیربنای ۳۳۰ مترمربع در دو طبقه ساخته شده است و طبقه دوم در قسمت مرکزی بنا ایجاد شده است.

ورودی بنا نیز از طبقه همکف و طبقه اول و از ضلع شرقی بنا صورت می‌گرفته است و دو پله از دو طرف ورودی طبقه همکف به طبقه اول منتهی می‌شود.

این بنا در فاصله ۱۰۰ متری در ضلع جنوبی روستا و در بستر سبز کوهپایه و مشرف به روستا واقع شده است.

وجود گورستان ساده ‌ای در روستای ورکانه که در آن هیچ سنگ قبری دیده نمی‌شود از دیگر مواردی است که مورد توجه قرار دارد.

در روستای ورکانه تنها یک مسجد و آن نیز در ضلع جنوبی روستا وجود دارد که بنای آن نوساز است و با مصالح جدید ساخته شده است.

نمای ساختمان مسجد از آجر کار شده و وضوخانه، فضاهای پشتیبانی و خدماتی مسجد در اطراف آن قرار دارد. این مسجد به لحاظ معماری داخلی کاملا ساده است و یک محراب کوچک با کاشی‌کاری اندکی در اطراف محراب در آن ساخته شده است.

روستای ورکانه همدان که به عنوان زیباترین روستای استان همدان معرفی شده است این روزها پذیرای شمار زیادی از مسافران است و فضای سبز و با نشاط آن روزهایی به یاد ماندنی را بدرقه راه میهمانان همدان می کند.

ورکانه در فصل‌های بهار و تابستان علاوه بر پذیرا بودن اقوام کوچنده و چادرنشین، گردشگران و مسافران زیادی را به خود جذب می‌کند و ییلاقهای تخته سنگ و دریخان، باغ‌های گردو، سیب و بادام از محبوبترین گزینه‌های یک سفر خانوادگی برای مردم همدان و سایر شهرهای دیگر محسوب می‌شود.

تابستانهای خنک و دلپذیر و زمستانهای سخت و خشن دستاورد اقلیم کوهستانی برای ورکانه است که شبها همچو نگینی در دل کوه می‌درخشد.

چهره روستا همیشه تمیز و بهداشتی است و همین پاکیزگی و نورهای درخشنده کوچه‌ها پس از غروب آفتاب، ورکانه را به یکی از زیباترین و پرطرفدارترین روستاها در بین مردم همدان تبدیل کرده است.

زخمه تار

جلیل شهناز را می توان به جرات بنیانگذار سبکی در تارنوازی نامید که در دوران حکومت مکتب تهران بر موسیقی ایرانی، تار ملیح مکتب اصفهان را به اوج شکوفایی خود در پایتخت رساند. دورانی که بعد از تاثیرات استاد وزیری با پیش زمینه بزرگانی چون آقا حسینقلی و درویشخان، قدرت نوازندگی در قوت مضراب و سرعت پنجه خلاصه می شد، نوعی تارنوازی در اصفهان و از خاندان هنر پرور شهناز شروع شد که با نبوغ جلیل شهناز (پسر کوچک خانواده) به اوج زیبایی و شکوه خود رسید.

شهناز تار را به گونه ای معرفی کرد که تکنیک صرفا” منحصر به دُرّابها و ریزهای قوی و نیز پاساژهای سریع خلاصه نمی شد، بلکه مالش، ویبراسیونها (روی سیم و خرک)، پنجه کاری استفاده از تمام قسمتهای مضراب خور تار از خرک تا روی نقاره، اجرا دستگاهها با کوکهای متنوع نیز بخش عمده ای از تکنیک نوازندگی تار را تشکیل می داد. با ملاحظه سطحی بر شیوه نوازندگی استاد شهناز اولین نکته ای که به ذهن متبادر می شود، سادگی و ایجاز جملات و نیز روانی تحریر ها و آواز می باشد ولی با بررسی دقیق و همه جانبه در فن نوازندگی ایشان، سادگی و روانی شکل دیگری برخود می گیرد.

آموزشگاه موسیقی

به عبارت دیگر نغمات در عین سهولت ظاهری از لحاظ تکنیکی بسیار مشکل و حتی گاهی (در اجرا) غیر ممکن است و این مصداق بارز امری است سهل و ممتنع از اینرو آمیختگی غیر محسوس مفاهیمی چون سهولت و دشواری، ایجاز و پختگی، لطافت و صلابت در تار استاد، باعث شده عده ای ساده انگارانه از کنار عظمت هنر این شهسوار تار عبور کنند و با بکار بردن اصطلاحاتی چون شیرین نوازی، موسیقی عامیانه گلستان همیشه خوش شهناز را در حد گلبنی پنج شش روزه تنزل دهند.
دوران تار نوازی استاد جلیل شهناز را می توان به سه بخش عمده تقسیم کرد: بخش اول زمانی است که استاد در جوانی و در اصفهان خلاقیت و استعداد خود را شهره همگان کرده بود.
برنامه های متعدد به همراه استاد حسن کسائی و با آواز خوانندگان مشهور آن زمان مثل تاج اصفهانی، ادیب، طاهرپور در رادیو اصفهان و اجراهای خصوصی فراوان با این اساتید خود دلیلی بر مدعی است. اصولا” روش نوازندگی استاد در این زمان متاثر از الگوی متداول تارنوازی در آن عصر بوده که البته ایشان این الگو را اندکی با ملاحت اصفهان ادغام کرده بودند.

با سفر استاد به تهران و اقامتشان به عنوان کارمند افتخاری شهرداری بخش دوم از زندگی هنری استاد شروع شد. این زمان مصادف بود با پخش برنامه های تخصصی موسیقی از رادیو و تلویزیون که جلیل شهناز از تکنوازان بی بدیل این دوران بودند. امکانات ضبط و استودیو های تازه به خدمت گرفته رادیو تلویزیون این فرصت را به ایشان داد تا بتوانند با پنجه و مضراب سحر آمیز خویش دل هر شنونده و بیننده ایرا سخر کنند.

ضبط برنامه های فراوان و نیز کنسرت های مختلف با نوازندگان و خوانندگان معروف آن عصر در تهران حاصل این دوران است.
بطور کلی عوامل محیطی و اجتماعی و نیز همراهی با هنرمندان و بزرگان آن دوران شرایطی را برای استاد رقم زد که تاثیری بس عمیق در شیوه نوازندگی وی ایجاد کرد. در این سالها دیگر آن ریزها، درابها و چهار مضرابهای سرعتی (مانند گذشته) خبری نبود و اینها همه جایخود را به ویبراسیونهای متعدد روی سیم و خرک و نیز مالشها و پنجه کاریهای مسحور کننده و کلا” طمائنینه انتقال فراوان احساسی داده بود. تنوع مضراب در آواز و چهارمضراب، کوکهای بدیع، خلق فی السائه ملودی و استفاده از هزاران هزار نکته و ظرایف تکنیکی در تار که تنها از دست جادویی جلیل شهناز ساخته است از خصوصیات بارز این دوران می باشد. بدون شک همین بخش از زندگی استاد باعث جاودانگی و کمال هنری قله تار ایران گردید.

دوران سوم هنری استاد مصادف بود با توقف برنامه های موسیقی رادیو و تلویزیون که پراکندگی اساتید موسیقی را در بر داشت.
اجرای کنسرت با مشکلات فراوان روبرو و به دلیل شرایط اجتماعی حاکم موسیقی ما محدود به آهنگهای انقلابی و میهنی شده بود؛ و این وضع با روحیه تغزلی جلیل شهناز همگونی نداشت؛ خصوصا” جنگ!
با این وجود نمونه هایی که در این دوران مخصوصا” در اواخر دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ از ایشان سراغ داریم نشان از اوج کمال و پختگی این شاهناز هنر جلیل موسیقی است.
تکنوازی و دونوازی بهمراه تنبک در داخل و خارج از کشور، ضبط کاستهای مختلف چه بصورت تکنوازی یا جواب آواز، کنسرت بهمراه گروه اساتید (گروهی که تمام اعضای آن به معنای واقعی استاد بودند) به سرپرستی استاد فرامرز پایور بخشی از زندگی باشکوه هنری استاد شهناز را در این دوران تشکیل می دهد.
آخرین اجرایی که از استاد شهناز پخش شده مربوط است به همایش چهره های ماندگار و به درخواست دست اندرکاران این برنامه ایشانبه نوازندگی پرداختند که با وجود ضعف جسمانی و عدم آمادگی قبلی هنوز نشانه هایی از نبوغ و تسلط ایشان در نوازندگی به چشم می خورد.
آن نه روی است که من وصف جمالش دانم این حدیث از دگری پرس که من حیرانم

آموزشگاه موسیقی تار

نگاهی به مراحل ساخت سه تار

«سه تار» سازی است که در خانه های اغلب هموطنان شهرنشین یافت می شود. برخی ها آن را می نوازند و برخی نیز از آن برای زیباتر کردن محیط خانه شان بهره می برند. برخی بر این باورند که دلیل محبویت سه تار، ارزانی و سهولت نواختن آن است. اما برخی دیگر، دلنشینی صدای آن را بر ارزانی و سهولت نواختنش، قوی تر می دانند. با این همه، سازسازان زیادی هستند که به ساختن این ساز مشغولند و برخی اوقات هم می بینیم که دستفروش ها در کنار جاده ها و خیابان ها در حال فروختن این ساز هستند که گرچه شان آن را در چنین رفتاری پائین می آورند، اما خود این کار نشان آن است که سه تار هم محبوبیت زیادی در بین مردم دارد و هم توجه سازسازان را به خود جلب کرده است.
در اینجا بد نیست که به مراحل ساختن ساز سه تار نگاهی بیندازیم تا متوجه شویم که این صدای دلنشین و مسحورکننده، چگونه از میان چند تکه چوب خشک و چند سیم برمی آید. ساختن سه تار، هشت مرحله دارد که عبارتند از: ساخت الگو و قالب سه تار و ساخت کاسه های یک تکه، ساختن دوره و ترک ها و پختن و تنگ گذاشتن آنها، چسباندن دوره و ترک ها و ساخت کاسه های یکپارچه، ساخت و نصب دسته، ساخت و نصب صفحه، ساخت شیطانک، سیم گیر، خرک و گوشی ها، تعبیه سوراخ های روی صفحه و رنگ کاری و پرده بندی و بستن سیم ها.

کاسه

سه تار دو نوع کاسه دارد؛ یک تکه و ترکی یا چندتکه. در کاسه یک تکه، یک تکه چوب به ابعاد ۱۶×۱۶×۲۷ از چوب درخت توت لازم است که نباید کاملاً خشک باشد تا به هنگام تراش ترک برندارد یا نشکند. این چوب حتی الامکان بدون گره بوده و از تنه درخت توتی است که در مناطق خشک روییده است و قطر تنه آن باید تا حد امکان بیشتر از۶۰ سانتی متر باشد. سپس توسط ابزار مختلفی همچون اره برقی، چوب ساب و… در یک طرف چوب قوس بیرونی کاسه درمی آید. سپس به وسیله مغار، درون کاسه، کنده کاری می شود. آنگاه توسط انواع سمباده ها، درون و بیرون کاسه صیقل داده می شود که این کار نیاز به زمان زیادی دارد. اما در نحوه ساخت کاسه های ترکی یا چندتکه روش دیگری به کار برده می شود. در این روش کاسه با چسباندن قطعات چوب که به شکل های مشخصی بریده شده اند ساخته می شوند. قطعه چوبی که به لبه صفحه وصل می شود دوره یا پیشانی نام دارد. برای ساختن کاسه به این روش سازندگان سه تار معمولاً از قالب های آلومینیومی استفاده می کنند.

ترک ها و خم کردن آنها

ما باید برای ساختن ترک ها و دوره، الگوی آنها را داشته باشیم. ارتفاع دوره در قسمت وسط آن یعنی همانجایی که سیم گیر بسته می شود از ۵ تا ۸ سانتیمتر و در دوسر انتهایی خود که روی گلویی می چسبد معمولاً ۵تا۸ میلیمتر است و پهنای ترک بر حسب اینکه کاسه ها چند ترک باشند کم یا زیاد می شوند. در برخی موارد، روی ترک ها طرح های مختلف و زیبایی نیز کشیده می شود. این طرح ها را روی یک ورق نازک فلزی مانند ورق های فولادی می کشند که برای ساختن لوله بخاری از آنها استفاده می شود. چوب دوره قطعه چوبی به ابعاد ۶۰سانتیمتر طول۸ سانتیمتر عرض و ۳/۰ سانتیمتر ضخامت و از چوب توت بدون گره و با الیاف های موازی و سالم و بدون عیب و نقص است.

چسباندن دوره و ترک ها

ابتدا ما طرح دوره را روی دوره می کشیم و کنار خطی را که کشیده ایم می بریم طوری که خط روی چوب دوره باقی بماند. بعد به وسیله قرص چرخ سمباده جای بریده شده را گونیا می کنیم. ممکن است این عمل در دوره و در ترک ها به وسیله رنده نجاری انجام شود که ما این روش را پیشنهاد می کنیم. بعد از اینکه پل را روی صفحه چسباندیم باید قلاب هایی روی این چوب پیچ کنیم که در موقع جمع کردن کاسه وجود این قلاب ها ضروری است.

ساخت و نصب دسته

دسته سه تار از چوب گردو یا بعضاً از دیگر چوب های خوشرنگ و خشک ساخته می شود. طول چوب دسته سه تار تقریباً ۶۵ سانتیمتر و ضخامت آن در سر دسته ۱۸×۱۸ میلیمتر و در جایی که به گلویی کاسه متصل می شود ۲۸×۲۸ میلیمتر است.
پس از رندیدن چوب دسته ابتدا ۶ سانتیمتر از محل اتصال را با گونیا و مداد مطابق شکل و با مشخصات زیر اندازه می زنی،م توجه به این نقطه خیلی مهم است که حلقه های سالانه چوب باید تقریباً عمود بر دسته باشند ویا به عبارت دیگر دسته باید در امتداد رک ها باشد و بنابراین عرض دسته را به سه قسمت تقسیم می کنیم. قسمت میانی (زبانه) ۱۰ میلیمتر و دو قسمت طرفین زبانه (بر زبانه) هر یک ۹ میلیمتر. زبانه به دلیل اتصال به کاسه باید به اندازه کافی محکم باشد به همین دلیل ممکن است زبانه را ۱۲ میلیمتر و برهای زبانه را هر کدام ۸ میلیمتر نیز در نظر بگیرند. پشت دسته را نیز در زیر زبانه به اندازه بر زبانه اندازه می زنیم و بعد قسمت هایی را که باید بریده شود مشخص می کنیم و علامت می زنیم. ابتدا برهای دو طرف را می بریم بعد بر زیری را نیز برش می دهیم.

آموزشگاه موسیقی