دانلود آهنگ جدید

واوموزیک - دانلود آهنگ جدید ایرانی

دانلود آهنگ جدید

واوموزیک - دانلود آهنگ جدید ایرانی

رسول نجفیان: یک خواب باعث شد تا هر سال عرض ادبی به پیشگاه امام حسین(ع) داشته باشم

چندی پیش قطعه «رسم عاشقی» با صدای «رسول نجفیان» و به همت موسسه «مأوا» در رسانه‌های مختلف منتشر شد که این اثر بازخوانی متفاوتی از قطعه هیت «رسم زمونه» بود. اثری که شعرش توسط رسول نجفیان سروده شده بود اما شعر قطعه رسم عاشقی اثری دکتر محمدمهدی سیار و میلاد عرفان‌پور بود. اما رسول نجفیان یکی از هنرمندانی است که تقریباً هر سال قطعه یا آلبومی با موضوع ماه محرم دارد. البته این چهره سرشناس سینما و تلویزیون نگاه متفاوت و توام با دقت نظر نسبت به آثاری که ویژه ماه محرم و عزای امام حسین (ع) است دارد. پس از انتشار قطعه رسم عاشقی دقایقی را با رسول نجفیان هم‌کلام شدیم و او علاوه بر بیان توضیحات درباره فعالیت‌های شخصی‌اش در این عرصه، نکات جالبی هم نسبت به آثار موسیقی و مداحی‌های ماه محرم عنوان کرد.

به گزارش صفحه اخبار موسیقی واوموزیک رسول نجفیان ابتدا درباره شکل‌گیری قطعه رسم عاشقی که به مقام والای شهدا تقدیم شده گفت:«از طرف موسسه «مأوا» با من تماس گرفتند و تولید این قطعه را پیشنهاد دادند و گفتند که دو شاعر جوان هم روی شعر «رسم زمونه» شما، شعر جدیدی سروده‌اند و مایل هستند با همان ساختار بازخوانی شود. امتیاز این اثر برای ناشر است و ایشان هم هیچ وقت حرفی نداشتند. ناشر من آقای دکتر معظمی، رییس موسسه دارینوش، برادر شهید هستند. با آقایان محمدمهدی سیار و میلاد عرفان‌پور که از شعرای جوان ما هستند، شعر را بررسی کردیم. تنظیم این کار هم توسط «نیما علامه»، فرزند مرحوم احمد علامه‌دهر، انجام شد و در استودیو ایشان ضبط شد. من خودم ده‌ها شعر و آهنگ در رثای شهدای کربلا و دفاع مقدس دارم چون اگر با جامعه باشید و از دردهایش جدا نشوید، در برج عاج زندگی نخواهید کرد. من همیشه تلاش کردم با دردها و عشق‌های مردم زندگی کنم و لطف الهی باعث تولید قطعه‌ای شد که اکنون می‌شنوید. انشاالله اگر مقام ارجمند شهدا، بازماندگان آنها و جانبازان به قدر نوک سوزنی این کار را از ما بپذیرند خوشحال می‌شویم.»

او سپس در پاسخ به این سوال خبرنگار ما مبنی بر اینکه چرا هر سال قطعه یا آلبومی در مدح امام حسین (ع) و واقعه کربلا منتشر می‌کند و آیا داستان خاصی پشت این روند کاری وجود دارد، اعلام کرد:«من هر جا که می‌گردم به مسأله محرم می‌رسم. محرم در دین و آیین ما مقام ارزشمندی دارد چون شما به مقامی می‌رسید که جان خودت، خانواده و خاندانت را می‌گذاری و از آنها می‌گذری تا به فکر حق برسی. تمام اینها عشقی است که آن بندگان به خداوند داشتند. خود ائمه اطهار و اولیا و اوصیا، تماماً به خداوند و راه خداوند اعتقاد دارند. به هر ترتیب لطف الهی شامل حال من شد و خاطرات شگفت‌انگیزم هرچه بیشتر من را به سمت خواندن برای محرم سوق می‌دهد. ما در محله‌ای زندگی می‌کردیم که همه اقوام در کنار هم بودیم و می‌دیدم که مسیحی‌های عزیز، یهودی‌های عزیز و زرتشتی‌های عزیز برای این ماه نذر می‌کردند. شاید این خلوص روی من تأثیر گذاشته و نمی‌توانم از این فضا جدا شوم. بعدها که در روستاها به جمع‌آوری ثروت‌های کلان میراث فرهنگی پرداختم و مادرهایی که لالایی می‌گفتند و شاهنامه‌خوانی‌ها و مثنوی‌خوانی‌ها را بررسی می‌کردم، نوحه‌ها و نواهای عاشورایی را هم جمع‌آوری کردم. پس از جمع‌آوری این نوحه و نواها لطف الهی شامل من شد و با همت شرکت «سروش» یک مجموعه به نام «با عاشورا می‌گریم» و یک مجموعه به نام «ذوالجناح آمد بی‌سوار» را منتشر کردیم. این نوحه‌ها همگی پانصد یا ششصد ساله بودند و پیرمردها می‌گفتند که این نواها سینه به سینه به آنها رسیده است. در نتیجه فکر می‌کنم این نواها یک درس و تربیت است و صرفاً یک مراسم آیینی نیست.»

این بازیگر و خواننده در ادامه خاطره جالبی هم از افشای یک راز مهم عنوان کرد:«یک نکته می‌خواهم بگویم که از شما می‌خواهم حتماً در این مصاحبه ذکر کنید. خارج از ایران در کنار دوستانی از کشورهای مختلف بودیم و به آنها گفتم که می‌خواهم یک راز نظامی را برای شما فاش کنم و شاید من را به جرم جاسوسی اعدام خواهند کرد! به آنها گفتم این راز بسیار پیچیده و مهم است. گفتم ما یک قدرت بزرگی به نام ماه محرم و یک پیشرو به نام امام حسین (ع) در کشورمان هست، اگر کسی بخواهد به ایران ضربه بزند باید محرم و امام حسین(ع) را از مردم بگیرد. چون ما بمب اتمی و چیزهای دیگر نداریم. اما می‌بینیم که نتوانستند محرم را از ما بگیرند. سال‌ها بر سر این مردم موشک‌های بزرگ می‌بارید و خیلی‌ها می‌گفتند همه چیز تغییر می‌کند اما قدرت امام حسین(ع) باعث شد تا مردم سال‌های جنگ را تحمل کنند. الان هم اگر قرار باشد کوچکترین خطری باورها و ایمان ما را تهدید کند، جوانانمان به سوریه می‌روند و می‌جنگند تا چنین اتفاقی رخ ندهد. از سوی دیگر می‌بینید که هر سال عظمت عاشورا بیشتر می‌شود. درست است که عده‌ای برای نان خوردن یا مثل من برای گرفتن پاکت و چک در محرم کار انجام می‌دهند! اما 99 درصد این مردم خلوص دارند و اگر اتفاقی برای این کشور رخ دهد با یک یا حسین(ع) همه چیز را حل می‌کنند. دلیل ارادت من به محرم این است و اینکه یک خواب باعث شد تا زندگی من عوض شود و هر سال عرض ادبی به پیشگاه آن امام داشته باشم.»

اما رسول نجفیان خوابی که به گفته خودش باعث ایجاد تغییراتی در او شده را هم برایمان تعریف کرد:«زمانی که من مدرسه می‌رفتم یک زباله جمع‌کن در محله ما بود. در آب انبار یک خرابه زندگی می‌کرد و نامش آقا مهدی بود و هیزم روشن می‌کرد. اهل محل او را دوست نداشتند ولی یک بار که در قهوه‌خانه نشسته بودم، شعری از حافظ خواندم. بعداً فهمیدم سواد ندارد ولی قرآن کریم و حافظ و مولانا را حفظ بود. ایشان از زباله‌ها چیزهایی پیدا می‌کرد و هر روز به اندازه دوازده زار و ده شاهی برای خودش وسایلی پیدا می‌کرد و می‌فروخت و غذایی تهیه می‌کرد. حتی اگر به او ده میلیارد هم می‌دادید بیشتر از آن دوازده زار و ده شاهی برای خودش چیزی جدا نمی‌کرد. با ایشان دوست شدم و تحلیل‌های او از قرآن و حافظ و مولانا روی من تأثیر گذاشت. یک بار خواب ایشان را دیدم که جلوی در همان خرابه‌ای که زندگی می‌کرد ایستاده بود و از آن خرابه نور خارج می‌شد. در خواب به او گفتم که اینجا چه خبر است و به من گفت که وارد شو و امام حسین(ع) آنجا نشسته است. وارد آن آب انبار شدم و خوشبختانه یا متأسفانه هیچ چیز جز نور ندیدم اما صحبت‌هایی انجام شد. از خواب پریدم و آن شعر «بیا و ببین هان چه‌ها کردند/چه خنجرها در سینه‌ها کردند/چه خشکی که بر چشمه‌ها کردند/چه آتش‌ها بر خیمه‌ها کردند/سر اطهر یادگار رسول/جدا از تن بر نیزه‌ها کردند/چه با مهمان کربلا کردند.» را همان شب ساختم و خواندن این شعر حدود سی دقیقه طول می‌کشد. شاید از برکت آن خواب است که با وجود همه گناهان می‌توانم این ارادت را داشته باشم.»

این هنرمند سپس دیدگاه خود پیرامون قطعات موسیقی ویژه ماه محرم را اینگونه تشریح کرد:«هر چیزی یک محک دارد و از اصول نباید پایین آمد. محک ما نوحه‌های کهن است که سنگ را به گریه می‌اندازد. عربده‌کشیدن و فریاد زدن در برخی نوحه‌خوانی‌ها در شأن امام حسین(ع) نیست. من این کارها را مطلقاً قبول ندارم چون هیچ حس و حالی از معنویت به من دست نمی‌دهد. کارهای مدرن و برخی قطعات که سخیف‌تر از کارهای لس‌آنجلسی است هم در شأن محرم و عاشورا نیست. وقتی اسم امام حسین(ع) می‌آید نباید سراغ مسائل پاپ و هوی متال برویم و این موارد واقعاً لطمه می‌زند و روی جوانان اثر نمی‌گذارد. اعتقاد دارم هرکاری که می‌کنیم باید با تکیه بر این میراث فرهنگی ارزشمند باشد و بی دلیل کارهای من درآوردی انجام ندهیم. جناب مولانا می‌فرماید: آن گدا گوید خدا از بهر نان/متقی گوید خدا از عین جان. در حقیقت کسانی که از عین جان، خدا خدا می‌کنند و در احترام و حرمت خدا هستند کارشان متفاوت است.»

نجفیان سپس درباره انتقاداتی که در گذشته نسبت به مداحی‌های ماه محرم داشته هم گفت:«در ابتدا باید بگویم که خاک پای تمام مداحان هستم چون یک بار شخصی گفت که تو وارد مداحی شده‌ای اما به او گفتم که من اصلاً لیاقت پاک کردن کفش مداحان را هم ندارم. تمام این افراد برای من مقدس و محترم هستند اما یک سری مداحی‌ها هست که مشخص است سوادی پشتشان قرار ندارد. البته خوشبختانه دیدم که جناب «سعید حدادیان» و برخی عزیزان تشکیلاتی را راه انداختند تا هر کسی به خودش اجازه ندهد، وارد این عرصه شود. برخی عزیزان نظیر آقایان حدادیان، طاهری یا کریمی حق بزرگی بر گردن مداحی کشور دارند و خوشبختانه کارشان هم به روز است. من هم همیشه انتقاداتی نسبت به مقوله مداحی‌های ماه محرم داشتم اما مداحان سرشناس کشور، این حوزه را از آفت مصون می‌دارند. اما همه باید مراقب باشند تا به نام مداحی یا عزاداری، بدعت‌هایی در محرم آورده نشود. هر فعالیت و حرفه‌ای احتیاج به مراقبت و اصلاح دارد و این مراقبت در مقوله‌های مربوط به امور معنوی و الهی دوچندان باید باشد.»

و این هنرمند در پایان گفت:«در پایان دوباره به آن شعر جناب مولانا اشاره می‌کنم: آن گدا گوید خدا از بهر نان/متقی گوید خدا از بهر جان. امیدوارم این خدا خدا گفتن ما برای نان نباشد و برای جان و عزت و معنویت آدم‌ها باشد.»

آیا موسیقی سنتی ایران، موسیقی غمگینی است؟

آیا «موسیقی اصیلِ ایران، موسیقی‌ای حزن‌آلودی است؟» این سوالی است که همیشه عنوان شده و پاسخ آن، عموما مثبت است؛ گرچه نمی‌توان این موضوع را کم اهمیت دید که موسیقی ایران توانایی برآورده کردن همه خواست های موسیقیایی را دارد ؛ اما نمی‌توان این راهم نادیده گرفت که «غم» یکی از عناصرِ سازنده‌ی زیبایی در هنر شرق و خصوصا ایران است و عارفان نیز به غم پناه برده و انزوا و عزلت را وسیله‌ای برای تزکیه‌ی نفس دانسته‌اند. از طرف دیگر، تعدادی از موزیکولوگ‌ها، عاملی چون «ربع‌پرده» و «مونوتون» بودن در موسیقی اصیلِ ایران، را در بیانِ این خصوصیت موثر دانسته‌اند. به خصوص آنکه تا دوره‌هایی طولانی در موسیقی ایران «ارکستر» وجود نداشته و دستگاه‌های موسیقی تنها با یک ساز نواخته می‌شدند و طبیعی است نغمه‌ای که از یک ساز بیرون می‌آید، اندوهی خاموش دارد و مخاطبش را با تاملی دردناک مواجه می‌کند که در موسیقی ارکسترال، کمتر می‌توان نمونه‌ای برای آن یافت. این نظریه را البته بسیاری از موسیقی‌دانان از جمله «حسین دهلوی» مردود می‌دانند؛ از آن طرف به قولِ «نادر نادر پور» طرز ساختمان سازهای اصیل ایرانی نیز با سجیه‌ی موسیقی ما کاملا موافق و مناسب است و صدای کوتاه آلاتی مانند تار و سنتور، با طنین های مقطع و محدود، برای نواختن موسیقی «تک صدایی» ما، بسیار شایسته است و این توافقی که بین نغمات و آلات موسیقی ایرانی موجود است، خود نیز عامل توانایی در غم آلود کردن موسیقی ما به شمار تواند رفت. از آن طرف، مضمون‌های غم‌انگیز شعرِ فارسی نیز حالت اندوه‌زای موسیقی ما را تشدید و تقویت کرده است. هر چند در این میان بسیاری نیز بر این اعتقادند که:‌ «عاملی که ما آن را در موسیقی خود به غلط غم می نامیم و در حقیقت باید آن را حالتی دانست که چکیده افکار عرفانی و فلسفی و عظمت تمدن یک ملت کهنسال است همان چیزی است که مغرب زمین به علل بسیاری نتوانست بدان دست یابد و افتخار آن را برای خود کسب کند»

آموزشگاه موسیقی

در این میان پاره‌ای از اظهارنظرهای بزرگانِ موسیقی را مرور می‌‌کنیم:

امانوئل ملیک اصلانیان: موسیقی در سرزمین ما، نسبت به شعر بدوی تر است و در نتیجه غم آن افزون تر. در اینجا توضیح در باب غم مثبت و منفی ضروری به نظر می‌رسد: غم مثبت غم راستینی است که هدف دارد. از دایره تمنیات شخصی بیرون است. بارور و به همین لحاظ زیبا و دل انگیز است. غمی که در عرفان ایران موج می زند، از اینگونه است. تنهایی و انزوای عارف برای نزدیکی و مقارنه‌ی بیشتری با خدا و ابدیت ست و نه به خاطر سرخوردگی‌های شخصی و انفرادی. غم منفی ناشی از عقده‌هایی است که درآفریننده‌ی اثر هنری وجود دارد.

حسین دهلوی: در موسیقی ایران نشانه‌هایی از غم و شادی هر دو به نظر می‌رسد ولی شادی در آن تا حدی کم و به طوری است که اگر هشیارانه دقت نکنیم در انبوهی از مضامین غم‌انگیز این موسیقی محصور خواهیم شد و اثری از شادی در آن نخواهیم یافت. به هر بخش از آوازهای ایران که گوش کنیم بیشتر، احساس غم و اندوه در آن نهفته است- اما غمی عمیق که حاکی از دردها و رنج های گذشته ماست. حملات سخت و خانمان سوز مغول، ضجه و ناله مادرانی را که فرزند و خانواده‌ی خود را از دست داده‌اند و مردمی را که از هستی ساقط شده‌اند به دنبال داشته است. لالایی مادران به گوش فرزندانشان نشانه‌ای از تاثیر این ناملایمات بوده است. این کودکان که مردان و زنان آینده را تشکیل می داده‌اند همیشه با این نوع تاثرات رویاروی بوده‌اند. موسیقی ما پناهگاه تاثرات غم انگیز گذشته ماست و شاهد گویایی است که نشان می دهد ما در گذشته تا چه حد گوشه گیر بوده و در خود فرو می‌رفته‌ایم. شعر و ادبیات ما نیز حاوی تاثرات غم انگیز زیادی بوده و بی شک در تلفیقی که با موسیقی پیدا کرده است در ازدیاد صفت غم انگیزی موسیقی ایران نیز تاثیر به سزایی داشته است؛ ولی نباید فراموش کرد که موسیقی خود هنر مستقلی است که استعداد پذیرش هرگونه تاثیری را دارا می باشد و اگر این اندیشه را قبول کنیم که موسیقی بدون شعر نیز دارای شخصیتی است در اینصورت قبول خواهیم کرد که غم در موسیقی ما بدون ارتباط با شعر نیز وجود دارد.

محمدرضا شجریان: موسیقی هر ملتی نشان‌دهنده اتفاقات و فضای است که در طول تاریخ بر آن ملت رفته است و البته باید بدانیم که بین موسیقی اصیل و سنتی تفاوت وجود دارد. اگر عده‌ای فکر می‌کنند که این موسیقی غمگین است باید ببینیم که در طول تاریخ بر مردم ما چه رفته است.

مجید کیانی: بسیاری موسیقی ایرانی را غمگین توصیف می‌کنند و به همین دلیل هم نتیجه می‌‌گیرند که این موسیقی برای جوانان مناسب نیست و باید آن را کنار گذاشت. من وقتی موسیقی و نغمه‌های مربوط به مراسم ماه‌محرم را بررسی ‌کردم، متوجه شدم که آن نغمات چیزی جدا از موسیقی ردیف دستگاهی ایران نیستند و غم منفی هم در آن وجود ندارد، بلکه بیشتر آنها سرور و حماسه عاشقانه هستند. به بیان روشن‌تر اصول موسیقی ردیف‌دستگاهی ما مثل وزن، فواصل، گردش نغمات، تزئین‌ها و شدت‌نواخت نغمات در این دو با هم مطابقت دارند. کسانی که معتقد هستند موسیقی ایرانی غمگین است، حرف درستی می‌زنند اما یک نکته مهم در این بین نادیده گرفته شده و آن به تعریفی که می‌توان از واژه غم ارائه کرد، مربوط می‌شود. غم می‌تواند به دو صورت برای انسان به‌وجود بیاید؛ یکی غم منفی و کاذب است، که اصلاً خوب نیست. غم منفی انسان را به تخدیر و خمودگی می‌کشاند؛ همان طور که شادی کاذب و سطحی هم؛ یعنی نوعی از شادی که درونی و عمیق نیست و صرفاً در حد یک احساس سطحی و ظاهری در انسان به‌وجود می‌آید، اما نوع دیگری از غم هست که اصلاً این حالت‌های‌تخدیری و کاذب را ندارد بلکه برعکس تامل‌برانگیز و سازنده است. به همین ترتیب نوع دیگری از شادی به‌صورت شادی درونی و عمیق وجود دارد. غم و شادی می‌توانند کاملاً درونی، عمیق و سازنده و پر از سرور و معنا باشند. نغمه‌های به‌کار رفته در مراسم ماه محرم هم می‌توانند تابعی از غم سازنده و با شکوه حماسی باشند. البته در انواع تحریف شده، نگرش سطحی اجرا‌کنندگان به موضوع سبب شده است که آن شکوه حماسی دیگر در آثارشان نمود پیدا نکند. از طرفی برای انسان‌هایی که نگاه عمیق‌تری به این مسائل مهم دارند، غم و شادی با هم تفاوتی ندارد. غم برای آنها مساوی با شادی و شادی مساوی با غم است. همانگونه که می‌گوید: «غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد/ ساقیا باده بده شادی آن کین غم از اوست.»

کیوان ساکت: غمی‌که در موسیقی ایرانی هست یک غم فلسفی است که درآثار همه بزرگان عرصه هنر و ادبیات دنیا نیز وجود دارد. از تابلوی معروف لبخند ژکوند اثر داوینچی گرفته تا غمی‌که در مجسمه موسی اثر میکل‌آنژ است و… همان غمی‌است که در اشعار حافظ است و باید گفت که این غم، این جهانی و متعلق به این دنیا نیست و غمی‌فلسفی است که حاصل آن زایش شادی و برانگیختگی است و ارضای خاطر شنونده. گاهی شما اشک شوق می‌ریزید یعنی با وجود غمگینی شادی برایتان به همراه دارد به قول ابتهاج – دلخواهی آنقدر که غمت شادی آورد – ودر موسیقی نیز اینگونه است وگاهی اشک شوق را برای شنونده به همراه دارد و گاهی رقص سماع و شور و مستی. از سوی دیگر بخشی از این غم برمی‌گردد به تاریخ ایران که در طی سالیان همیشه سرشار از سختی برای مردمان بوده است. حمله اقوام بیگانه به این سرزمین پهناوردر طول اعصار و کشتن پدران و مادران و فرزندان این آب و خاک جایی برای احساس شادی در روحیه هنرمندان و آهنگسازان و نوازندگان نگذاشته است. هنرمند واقعی بازتاب دهنده و نمایان کننده روحیات مردم زمان خودش است اگر به موسیقی‌های مختلف در زمان‌های مختلف توجه کنید می‌توانید حدس بزنید که مردم آن در زمان خود چگونه می‌اندیشیده و چگونه می‌زیسته‌اند. غم موسیقی ایرانی غمی‌فلسفی و ناگزیر از شرایط دوران در زمان خودش بوده است.

سالار عقیلی: غمی که در موسیقی سنتی ایران وجود دارد؛ غم خوبی است، برای ما که اینگونه است.

ابوالحسن صبا: غم نهفته در این موسیقی برخاسته از غم ها و مصیبت‌های تاریخی ماست. حوادث غم‌بار تاریخی است که ذهنیت ما را دگرگون کرده و همه تراوشات ذهنی ما را چه در شعر چه در موسیقی و هنرهای دیگر غمگنانه ساخته است.

هوشنگ جاوید: یک سری از پرده‌ها در رساله‌های موسیقی هست به نام پرده‌های گریه‌آور، پرده‌هایی که انسان را به گریه و حزن وا می‌دارند. یک سری از پرده‌ها را شد البکاء (کمربند گریه) می‌گویند، اگر با این گوشه‌ها یک سری شعرها خوانده شود آدم گریه می‌کند، در این گوشه‌ها این موضوعات مطرح می‌شوند حتی گفته شده بود که اگر کسی در غربت است برایش این را بخوانند یا اگر برای مرگ عزیزان‌اش است چه بخوانند، همه موسیقی ایرانی خرد است، در موسیقی ایرانی بین شادی وغم به لحاظ علمی تعادل است، دستگاه همایون ذات پند دهنده دارد و نه حالت حزن‌آوری دارد و نه شادی‌آور. شما نمی‌توانید در همایون شادی صرف بگیرد یا غم صرف، دستگاه آرام بخشی است، شما هرگز نمی‌توانید کلیت موسیقی را حزن‌انگیز بدانید. موسیقی ایران در ذات خود چه در بخش نواحی چه ردیف و دستگاهی دارای شاخصه‌های متعدد است که دارای یک عدالت بین شادی و غم است و اصلا اینطور نیست که حزن بالا دارد.

به هر روی چه مخالفان و چه موافقانِ نظریه‌ی «غم‌انگیز بودن موسیقی سنتی ایران» بر این نکته صحه می‌گذارند که اگر غمی هم در این موسیقی وجود دارد؛ غمی مثبت است که باعث تامل و تفکرِ مخاطب می‌شود؛ با توجه به این ایام بی‌مناسبت ندیدیم تعدادی از قطعاتِ حزن‌آلودِ موسیقی ایران را مرور کنیم:

کلاس آموزش آواز کلاسیک

شب، سکوت، کویر: کیهان کلهر و محمدرضا شجریان

«محمدرضا شجریان» و «کیهان کلهر» همکاری‌های متعددی با هم داشته‌اند؛ اما آلبوم «شب، سکوت، کویر» یکی از ماندگارترینِ آثاری است که با همراهی این دو منتشر شده است. این اثر در سالِ 77 در آواز دشتی و بر اساس موسیقی مقامی شمال خراسان منتشر شد و در آن تعدادی از برترین نوازندگانِ موسیقی سنتی ایران از جمله اردوان کامکار، حسین بهروزی‌نیا، بیژن کامکار و خود کلهر نواخته‌اند. آثارِ باکلام این آلبوم همگی تصنیف‌هایی درباره درد و رنج‌های عاشقانه است. به قولِ منتقد RootsWorld شاعر خون می‌گرید و شما ناله او را در شب می‌شنوید. دلتنگی قوی و شدید این موومان تخصص شجریان است و این موضوع یکی از ویژگی‌های موسیقی سنتی ایرانی است که البته تقریباً تحمل آن خیلی سخت است. شجریان و کلهر این موضوع را اذعان می‌دارند و به همین خاطر این اثر را با تصنیف «ای عاشقان» به انتها می‌برند. از تمام سازهای زهی سنتی و محلی در این اثر مسجع با هیجان استفاده شده است که در آن شجریان از عاشقان (و شنونده‌ها) با استغاثه می‌خواهد درد و رنج عشق را فراموش کنند؛ چرا که خورشید پس از شب کویر طلوع خواهد کرد.

«مانی جعفرزاده» (تحلیل‌گر موسیقی) نیز در تحلیل این اثر گفته است: «هر چقدر که شکل‌گیری و معنای بالذات «شب، سکوت، کویر» وامدار کیهان کلهر است، خاصیت نوستالژیک امروزی آن، در نام شجریان و خاصیت و ماهیت ادبیات و کلام این اثر تنیده شده است. شاید اگر این اثر حتی با همین نگاه موفق کیهان کلهر و اتمسفر قدرتمند حاکم در آن، یک موسیقی بی‌کلام می‌بود یا توسط یک خواننده شهرستانی مقامی گمنام اجرا می‌شد، امروز دیگر این نوستالژی را که شما به درستی به آن اشاره می‌کنید، نمی‌داشت.»

نی‌نوا- حسین علیزاده

ابوالحسن مختاباد، پژوهشگر و منتقد موسیقی، به نقل از علیزاده می‌گوید وقتی شجریان این قطعه را شنید گفت: «علیزاده وقتی این کار را می‌نوشت به چه چیزی فکر می‌کرد که این همه غم و اندوه را به قطعه‌اش سرازیر کرد؟».

«حسین علیزاده» این قطعه را در سالِ 62 ساخت؛ قطعه‌ای در دستگاه نوا با همراهی ارکستر زهی. تکنوازی نی در این آلبوم توسط جمشید عندلیبی انجام شده است. آهنگسازِ برجسته‌ی این اثر می‌گوید که خوب یا بد؛ این اثر به شناسنامه‌اش بدل شده است. بنا به گفته علیزاده، نوشتن نی‌نوا حدود دو سال و ایدهٔ ساختنش حدود چهار تا پنج ماه زمان برده است. نتیجه و فکرهای اولیهٔ نی‌نوا برای او در سن ۲۳، ۲۴ سالگی شکل گرفته و او این ایده را در تک‌نوازی‌ها واجراهایش به شکل‌های گوناگون اجرا می‌کرد. به گفته علیزاده، زمانی که این قطعه را می‌ساخته، به دلیل جنگی که در آن دوره بین ایران و عراق وجود داشت و مبهم بودن نتیجهٔ جنگ، همراه با نوشتن نت‌ها اشک می‌ریخته است. ساختمان اصلی نی‌نوا، از همان ساختمان کلی دستگاه نوا پیروی می‌کند. علیزاده در یک گفت‌وگو بیان کرد که در نی‌نوا اگرچه از سازهای غربی و بین‌المللی استفاده شده است، اما محتوای آن عمیقاً ملی و ایرانی است. او بر این باور است که محتوی و جوهر حس اثر مهم است و اینکه یک اثر چقدر با جامعه ارتباط برقرار می‌کند و در این میان، نوعِ ساز را در حکمِ وسیله می‌داند.

کلاس آموزش آواز

باغ ارغوان و شمس الضحی: محسن نفر و حسام‌الدین سراج

«محسن نفر» آهنگسازِ کم‌کاری است؛ اما تعداد زیادی از آثارش جزو آثار ماندگارِ این سال‌های موسیقی ایران هستند. او با همراهی «حسام‌الدین سراج» دو اثر با نام‌های «باغ ارغوان» و همچنین «شمس الضحی» خلق کرده‌اند که هر دو درون‌مایه‌ای غمگین دارند و هنوز که هنوز است بعد از سال‌ها جزو آثار پرطرفدار موسیقی ایران هستند.

«نفر» که از محضرِ استادانِ‌ بزرگی بهره گرفته است در سال 1360 و با تاسیس حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی (حوزه اندیشه وهنر اسلامی) وارد این مرکز شد و به همراه حسام الدین سراج در شکل گیری واحد موسیقی حوزه هنری نقشی تعیین کننده ایفا کرد. بعدها سید عبدالحسین مختاباد و رضا مهدوی هم به این جمع پیوستند. نفر در سال های اولیه دهه شصت توانست مجموعه نینوا را با صدای حسام الدین سراج انتشار دهد. آثاری که از جمله قطعات خاطره انگیز زمان جنگ و انقلاب به شمار می روند. بعد از انتشار نینوای یک و دو با صدای سراج، نفر با سراج کاری ویژه انجام داد که همانا دو آلبوم وصل مستان و شمس الضحی را می توان نام برد ؛ آثاری که درزمان انتشار خود به عنوان ابتکاری تازه در موسیقی بداهه نوازی نام گرفت و حتی محمدرضا لطفی، آهنگساز و نوازنده برجسته تار، از آنها به عنوان آثاری در خور اعتنا و مبتکرانه یاد کرد. آلبوم باغ ارغوان، با صدای سراج و سرپرستی و آهنگسازی نفر و نیز البوم یادیار( به یاد امام خمینی) از دیگر کارهای نفر به شمار می رود. «شمس الضحی» تنها با یک گروهِ تار (اونیسون) و یک خواننده ضبط شده و تمامی خطوطِ تار این اثر را خود محسن نفر نواخته است و به همین جهت می‌توان گفت از این جهت یکی از منحصر به‌فردترین آثار موسیقی ایرانی است.

گل پونه‌ها: ایرج بسطامی و حسین پرنیا

این قطعه را که باید یکی از ماندگارترین قطعاتِ بسطامی دانست، در قالب هیچ آلبومی منتشر نشد و پس از مرگِ ایرج در قالب کنسرتی همراه با گروه همایون در تابستان ۱۳۷۸ به انتشار درآمد. شعرِ این اثر را که یکی از سوزناک‌ترین قطعات موسیقی سنتی ایران است؛ «هما میرافشار» سروده است که خود داستانی دارد: «سحرگاه چون پنجره را گشودم، عطر گلپونه‌های وحشی ، مشام جانم را چنان سرشار ساخت که بی اختیار به سال‌ها قبل ، یعنی زمان کودکیم بازگشتم. همان دخترکی شدم که در کنار باریکه‌ی آبی به نام جوی که از نزدیک منزلشان می‌گذشت با سبزه‌های نورَس و گلپونه‌های وحشی درد و دل می‌کرد. همان دخترک ساکت و آرامی که بازی‌های کودکانه نیز شادمانش نمی‌ساخت . سراسر وجودش غمی بود مرموز که هر روز غروب به هنگام بهاران او را به کنار پونه‌های سرسبز می‌کشید: «سلام پونه‌ها ... سلام گلپونه‌ها ... امروز مامان با من قهر بود ... و صبح نمی دانم چرا اخم‌های پدر باز نمی شد ، حتی وقتی با دست‌های کوچکم برای او چای می ریختم به روی من لبخندی نزد ، در عوض برادرم را .... گلپونه‌ها ... مهری ، دختر همسایه با من بازی نمی کند ، چند روز است احساس می کنم اگر پسر به دنیا می آمدم بهتر بود ... و گلپونه‌ها ، با چشمهای مهربانشان آرام به درد دلهای کودکانه ی من گوش می سپردند و هرگز از پرگویی‌های من نمی‌رنجیدند ، مطمئن بودم که آنچه با آنها گفته‌ام برای همیشه در سینه‌های پاک و نازنینشان دفن می شود . آری مطمئن بودم ... و آنها از همان اوان کودکی ، هر بهار سنگ صبور من بودند و من چه بسیارها که به انتظارشان چشم به راه ماندم . و اکنون در این سحرگاه روشن و دلپذیر بهاریِ خود می اندیشم ، در خود می گریَم و افسوس می خورم که چرا نمی‌توانم چون آن روزهای زودگذر و شیرین ، حتی به گلپونه‌ها نیز اعتماد کنم .... آه چه سخت است بدینگونه تنها ماندن که حتی نسیم سحری نیز همراز نیست و محرم راز. قطعه شعر گلپونه ها را بدین خاطر سرودم.»

گلپونه‌های وحشی دشتِ امیدم ، وقتِ سحر شد/ خاموشی شب رفت و فردایی دگر شد/ من مانده ام تنهای تنها / من مانده‌ام تنها ، میان سِیل غم‌ها/ گلپونه‌ها ، گلپونه‌ها ، غم‌ها مرا کشت / گلپونه ها آزار آدم‌ها مرا کشت. گلپونه‌ها نامهربانی آتشم زد / گلپونه ها بی همزبانی آتشم زد.»

آتشی در نیستان: جلال ذوالفنون و شهرام ناظری

«آتش در نِیِستان» نیز آلبومی‌ حزن‌آلود است. این اثر بر پایهٔ هم‌نوازی سه‌تار در سال ۱۳۶۷، با صدای شهرام ناظری و سرپرستی و آهنگسازی جلال ذوالفنون اجرا شده‌است. این اثر البته تنها همکاری میانِ ناظری و ذوالفنون نبود؛ آنها «موسی و شبان» را نیز با همدیگر کار کرده‌اند؛ اما «آتشی در نیستان» بدون شک یک استثنا در این زمینه است که به موسیقی عرفانی نزدیک است. برخورداری از ریتم صحیح، متنی قوی و لحنی سوزان در این آلبوم، باعث شده تا آتش در نیستان اثری بی‌بدیل باشد. این اثر شامل قطعاتی به عناوین «سپیده» آواز در گوشه حجاز، هم‌نواز آواز جلال ذوالفنون، شعر خیام، «آتشی در نیستان» مقدمه و تصنیف، ساخته شهرام ناظری، شعر از مجذوب تبریزی، «یار مرا»، «قطعه ضربی حجاز» ساخته جلال ذوالفنون، شعر از مولانا، «قطعه ضربی»، بر مبنای ملودی محلی مازندران، ساختهٔ جلال ذوالفنون، «آن کیست»، بداهه‌نوازی و بداهه خوانی بر مبنای لحن محلی مازندرانی، هم‌نواز آواز: جلال ذوالفنون-و «ارغوان»، تصنیف ساخته شهرام ناظری، شعر حافظ است.

من عاشق چشمت شدم: فردین خلعتبری، علیرضا قربانی

«من عاشق چشمت شدم» آلبومی است که در آن تعدادی از قطعات خاطره‌انگیزِ «فردین خلعتبری» که پیش از این در موسیقی فیلم‌هایش شنیده بودیم، منتشر شد که معروف‌ترین آن «شب دهم» است. این اثر به کارگردانی حسن فتحی به مناسبت ماه محرم در سال ۱۳۸۰ پخش شد. «خلعتبری» خود درباره‌ی این اثر نوشته است: «در ساخت موسیقی کل مجموعه، متاثر از پایان آن بودم پس از آن که برای ساخت موسیقی این مجموعه انتخاب شدم ، پس از مطالعه فیلمنامه، تم‌هایی را که به نظرم می‌رسید، یادداشت کردم این تم‌ها باید هم طبقه اجتماعی و روحیات فردی شخصیت‌ها را انعکاس می‌داد، هم موقعیت تاریخی را منعکس می‌کرد و هم قصه را پیش می‌برد. تم‌های مختلفی در موسیقی این مجموعه وجود دارد: تم جاهلی، تم پلیسی، تم عاشقانه؛ هر میزان که داستان پیش می رفت و به قسمت‌های انتهایی می‌رسید، موسیقی نیز به بافت دراماتیک بیشتر نزدیک می‌شد و پیش از این مرحله ، موسیقی نیز مانند قصه بیشترحالت معرفی دارد. برای حیدر و دو موقعیت عاشقانه و جاهلانه وجود داشت که این دو موقعیت ، به همراه دو تم موسیقی به موازات هم پیش می رفتند و در نهایت به عشقی آسمانی تبدیل می شدند. در قسمت هایی از داستان نیز تم های اصلی تعزیه و تعزیه گردانی وجود داشت؛ تلاش کردم ، تحول شخصیتی به گونه‌ای استحاله‌گونه در موسیقی شنیده شود. این مساله ثابت کرد که موسیقی در برخی موارد این قابلیت را دارد که حتی متناسب با مناسبتی مذهبی ، به گونه ای علمی تهیه شود و پخش آن نیز مشکلی ایجاد نکند.»

حسن فتحی در ابتدا نمی‌خواسته «شب دهم» را برای تلویزیون بسازد. او قصد داشته آن را در قالب یک فیلم سینمایی برای حوزه هنری کار کند. سناریو را که می‌نویسد، متوجه می‌شود که قصه از حد یک کار سینمایی فراتر رفته است و باید به فکر یک ساختار چندساعته باشد؛ بنابراین از شکل سینمایی «شب دهم» منصرف می‌شود و سعی می‌کند در چارچوب مدیوم تلویزیون، این تم را پرورش دهد.

رگ خواب: سهراب پورناظری و همایون شجریان

«رگ خواب» با آهنگسازی «سهراب پورناظری» و آوازِ «همایون شجریان» که یکی از پرطرفدارترین قطعاتِ سال‌های اخیر است را نیز می‌توان یکی از آثاری دانست که در این روند قرار می‌گیرد. این اثر موسیقی متنِ فیلمی به همین نام به کارگردانی «حمید نعمت‌الله» است؛ خود پورناظری درباره‌ی این اثر به موسیقی ما گفته است: «از آنجا که موسیقی فیلم تابعی از اتفاقاتی است که در آن رخ می‌دهد، تلاش من در این اثر، این بود تا تراژدی‌ای که در حال وقوع است را با موسیقی به نمایش بگذارم. موسیقی باید به نمایش سقوط یک زن کمک می‌کرد. داستان درباره یک تراژدی است از زنی که به قهقرا می‌رود و متأسفانه زنان‌ ایرانی در رابطه‌هایشان این فضا و این جفا را بسیار تجربه می‌کنند.این جفا در این فیلم به خوبی نشان داده شده و به همین خاطر، فضایی احساسی بر آن غالب است. پس موسیقی‌ای که برای آن نیاز بود، جنس متفاوتی از دیگر تجربه‌های من در زمینه آهنگسازی فیلم را رقم زد.» سهراب پورناظری تم اصلی «ابر می‌بارد» بر اساسِ شعری از «امیرخسرو دهلوی» را در نوجوانی و آن‌هنگام که درگیرِ رابطه‌ای احساسی شده بوده، ساخته و حالا آن را بسط و گسترش داده و در این اثر از آن استفاده کرده است. «آهای خبردار» نیز بر اساسِ شعری از حسین منزوی از دیگر قطعاتی است که در این اثر سوز و گدازی بسیار دارد و «همایون شجریان» توانسته است آن را به بهترین شکل اجرا کند.

گاهی، سه گاهی: پویا سرایی و محمد معتمدی

آلبوم «گاهی سه گاهی» اثر «محمد معتمدی» است که در دستگاه «سه گاه» هارمونیزه شده است. این اثر که نخستین همکاری معتمدی و سرایی است، یک پروژه کاملاً سنتی و کلاسیک است که منطبق با موسیقی ردیف دستگاهی ایران است و با ارکستراسیون جدید تنظیم و برای ارکستر سنتی کار شده است. تمامی این آثار در دستگاه سه‌گاه طراحی شده است؛ ملودی تصانیف این آلبوم از محمد معتمدی است و گسترش و تنظیم تصانیف و ساخت قطعات دیگر آلبوم نیز بر عهده پویا سرایی بوده است. به گفته‌ی این آهنگساز دستگاه سه‌گاه از جمله مایه‌هایی است که در سال‌های اخیر کمتر مورد توجه آهنگسازان موسیقی کلاسیک ایران قرار گرفته، از جمله آخرین آثار قابل تامل در دستگاه سه‌گاه «بوی نوروز» حمید متبسم و «سرو» سیمین محمدعلی کیانی‌نژاد است. به خصوص به کارگیری مبانی آهنگسازی در مقابل بافت‌های بداهه یا غیر تصنیفی، چیزی است که کمتر در مورد دستگاه سه‌گاه منصه ظهور پیدا کرده است، برای مثال کار «رسوای دل» استاد شجریان که مبتنی بر تصانیف قدیمی موسیقی کلاسیک ایران و بافت تک صدایی آن است. از طرفی، بسیاری از هنرمندان برجسته مایل به نشان دادن توانمندی‌های خود در دستگاه سه‌گاه بوده‌اند. برای مثال استاد فرامرز پایور که مایه‌های ابوعطا و سه‌گاه را در موارد بسیاری دستمایه ابراز توانایی ویژه خود در موسیقی کلاسیک ایران قرار دادند. آنچه از تعاملات با محمد معتمدی در آن سال‌ها حاصل شد، توجه دوباره به مایه‌های کلاسیک بود.

فراق: پشنگ کامکار و صدیق تعریف

«فراق» از ساخته‌های «پشنگ کامکار» هم یکی دیگر از آثارِ غم‌انگیز و متعالی موسیقی ایران است. این اثر را «پشنگ کامکار» آهنگسازی کرده و گروه «شیدا» آن را به اجرا درآورده است. تریله‌ها و پاساژها و دراب‌های متفاوت در این اثر از جمله دلایل ماندگاری آن است.

اثرات روانی موسیقی

نویسندگان: دکتر ابراهیم قادری، فرزاد عابدی، امیرمولانائی، ئسرین سیدالشهدائی

مقدمه:

در سال ۱۹۸۳ آقای wak تئوریی‏ را ارائه داد مبنی بر این که عدم تمرکز حواس بر روی درد می‏تواند درد را کاهش دهد و بعدها برای انجام این کار از موسیقی استفاده شد. هر چند که موسیقی درمانی علم جدیدی است ولی تأثیر موسیقی بر روح و جسم انسان قرنها پیش شناخته شده است.

گسترش روز افزون بیماریهای تمدن که عمدة آنها جنبه سایکولوژیک دارند سبب ظهور روشهای درمانی نوینی شده است که شاید ساختار آنها بکلی با درمان داروئی متفاوت باشد. از این روشها می‏توان به موسیقی درمانی، یوگا درمانی، نیرو درمانی، هیپنوتیزم و … اشاره کرد، به طور کلی در علم پزشکی به این روشها طب حاشیه گفته می‏شود و پیشینه استفاده از موسیقی درمانی به حدود ۲۵۰۰ سال قبل بر می‏گردد.

یکی از آلات موسیقی که در این پروسه استفاده می‏شود آلت چنگ است. موسیقی چنگ در شنونده ایجاد آرامشی فراگیر می‏کند که باعث کاهش درد، کاهش فشارخون و … می‏شود. بطور کلی موسیقی دارای یک نوع کیفیت آرام بخش و دینامیکی بالا می‏باشد که هم در اشخاصی که بیماری سوماتیک دارند در تسکین درد مؤثر است و هم در بیماران روانی در تسریع و بهبود روند درمان مفید است.

ـ موسیقی نه تنها در افراد بزرگسال بلکه در بچه‏ ها و حتی در جنین هم اثرگذار است. ابتکاری که در این زمینه صورت گرفته است شامل بررسی عکس ‏العملهای جنین در هنگام شنیدن آوای آهنگین از قبیل صدای آواز خواندن مادر و … می‏باشد. با استفاده از تکنیکهای فیلمبرداری جنین در داخل رحم دیده شده است که در هنگام صحبت کردن یا آواز خواندن مادر یکسری حرکات خاص در جنین اتفاق می‏افتد که مبین این واقعیت است که جنین به آن محرک صوتی پاسخ می‏دهد. اگرچه این مطالعه به بررسی اثرات موسیقی در درد و اضطراب می‏پردازد، اما جا دارد که به اثر موسیقی در بهبودی بسیاری از بیماریهای آناتومیکی حرکتی از قبیل اختلالات عضلانی اندامها و نارسائیهای مغزی مثل آفازی هم اشاره کرد. فرد با شنیدن ریتم موسیقی، سعی می‏کند حرکات بدن خود را با آن هماهنگ نماید و این هماهنگی حاصل نمی‏شود مگر اینکه مراکز عصبی حرکتی مثل هسته ‏های قاعده‏ای ـ مخچه و نرونهای حرکتی نخاع با همدیگر تطابق و هماهنگی عملکرد داشته باشند که خود این امر در درمان بیماران مبتلا به اختلالات حرکتی مفید است.

کلاس آموزش آواز سنتی

متدولوژی:

این مطالعه بصورت مروری انجام گرفته است که تعداد ۲۳۸ مقاله بدست آمد و از این میان تعداد ۲۰ مقاله بصورت راندوم انتخاب گردید که عنوان کلی این مقالات در رابطه با درد و اضطراب و اثر موسیقی در کاهش آنها بود.

نتایج:

در پژوهشی که در کالج پزشکی آمریکا انجام شد بیماران بالغی که تحت بیهوشی و عمل جراحی قرار می‏گرفتند بررسی شدند. ۴۸ نفر از این افراد در گروه مداخله قرار گرفتند و به مدت ۳۰دقیقه موزیکی را که خودشان انتخاب کرده بودند گوش دادند. گروه دوم شامل ۴۵ نفر بودند که به موزیک گوش ندادند و فرآیند‏های روتین بخش برای آنها انجام شد. قبل و بعد از مداخله میزان اضطراب آنها توسط آزمون و نیز بخش فیزیولوژیک اضطراب از طریق سنجش ضربان قلب و فشارخون و کورتیزول، اپی‏نفرین و نوراپی‏نفرین سرم اندازه‏گیری شد.

در گروه تحت موزیک درمانی سطح اضطراب به طور قابل ملاحظه‏ای کمتر از گروه کنترل بود اضطراب در گروه مداخله بعد از موزیک در مقایسه با قبل از موزیک ۱۶% کاهش یافته بود ولی از نظر شاخصهای خونی ارتباط معنی‏داری یافت نشد.

در مطالعه دیگری اثرات موزیک بر اضطراب را در بیمارانی که در انتظار کاتتریزاسیون قلبی بودند مورد بررسی قرار دادند. که در آن از ۱۰۱ نفر ۶۳ نفر از آنها مرد و ۳۸ نفر زن بودند. این افراد در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند و گروه مداخله به مدت۲۰ دقیقه به موزیک گوش دادند: در گروه مداخله کاهش اضطراب به صورت معنی‏داری مشاهده شد و در مقایسه با گروه کنترل نیز با ارتباط معنی‏داری بین موسیقی و کاهش اضطراب یافت شد. HR و BP در گروه مداخله کاهش یافته بود (در صورتی که در گروه کنترل هر دوی آنها افزایش داشتند)

مطالعات دیگری نیز در زمینه کاهش اضطراب ناشی از موسیقی در بیماریها و شرایط مختلف انجام شده است که باز همگی تأییدکننده تأثیر بسزای موسیقی بر کاهش اضطراب هستند. در یک مطالعه که در آمریکا انجام شد اثرات موزیک برکاهش اضطراب در۲۰ بیمار که منتظر انجام بیوپسی پستان بودند بررسی گردید. این افراد به صورت یک در میان در گروه مداخله یا کنترل قرار گرفتند و هر فرد در گروه مداخله در اتاق انتظار اتاق عمل َ۲۰ دقیقه موزیک گوش داد. و گروه کنترل نیز به صورت روتین به اتاق عمل فرستاده شدند. در نتیجه این مداخله RR و HR و فشارخون بعد از مداخله در گروه مداخله کاهش عمده‎ای نسبت به گروه کنترل داشتند. شبیه چنین مطالعه‏ای نیز در مردانی که منتظر رزکشن اورترال پروستات بودند انجام شد که نتایج جالبی در پی داشت.

موزیک درمانی همچنین بر کاهش اضطراب و درد ناشی از زایمان در زنان بسیار مؤثر بوده است و در تحقیقات انجام شده این مسأله به اثبات رسیده است.

کلاس آموزش آواز پاپ

تأثیر موزیک درمانی بر افرادی که ناتوانی یادگیری دارند نیز جالب بوده است. در پژوهشی که در دانشکده پرستاری دانشگاه‎های انگلیس انجام شد موزیک درمانی در بیمارانی که ناتوانی یادگیری داشتند باعث کاهش رفتارهای آسیب به خود و نیز پرخاشگری شد و همچنین باعث افزایش ارتباط اجتماعی آنها و نیز بهبود نسبی در وضعیت سایکولوژیک آنان گردید. در بررسی تحقیقات انجام شده، موزیک درمانی بر مشکلات رفتاری نیز تأثیر داشته است.

در مطالعه دیگری نیز که در اوهایوی آمریکا انجام شد محققان دریافتند که موسیقی می‏تواند در کودکان ناآرام باعث بهترشدن رفتار اجتماعی، پاسخهای احساسی و تواناییهای گفتاری شود.

فلجی تارهای صوتی

تارهای صوتی از اندامهای بسیار حیاتی در بدن هستند زیرا در مسیر هوایی ریه هستند و نقش مهمی در صحبت کردن و بلعیدن غذا و تنفس دارند. البته برای درست کار کردن این تارها باید عضلات حنجره نیز به درستی کار کند و باز و بسته شود تا تارهای صوتی عملکرد نرم و خوبی داشته باشند. اما گاهی این هماهنگی به خوبی اتفاق نمی افتد که به آن فلجی تارهای صوتی میگویند. این فلجی به دو صورت دو طرفه (Bilateral) و یک طرفه (Unilateral) که شایع تر است دیده میشود.

علائم

بیمارانی که دچار فلجی یکطرفه تارهای صوتی باشند معمولا دارای صدایی ضعیف ونفس آلود هستند وبسیار با تقلا وتلاش صحبت می کنندوگاها دچار مشکلات بلع وحتی تنگی نفس می گردند.

بدلیل عدم توانایی تارهای صوتی در بسته شدن کامل در حین بلع، بیمار گاها دچار سرفه های شدید (در هنگام خوردن یا نوشیدن) می شود،که البته این موارد در بیمارانی که دچار فلجی دو طرفه هستند نیز با شدت بیشتری به چشم می خورد.

بدلیل عدم توانایی عضلات حنجره در باز کردن تارهای صوتی از یکدیگر(Abduct)در حین تنفس ،تارهای صوتی در همان خط وسط ثابت باقی می مانند که این امر باعث بستنه شدن یا تنگ شدن راه تنفس وایجاد تنگی نفس در بیمار می گردد.

آموزشگاه موسیقی

علل

از علل شایع فلجی تارهای صوتی ،آسیب عصب حنجره (Recurrent nerve) می باشد{عصب حنجره مسئول کنترل عملکرد عضلات حنجره می باشد}.این آسیب می تواند بدلیل تروما(ضربات شدید)،جراحی(جراحی تیروئید ،جراحی ناحیه گردن ویا جراحیهای قلب باز)،عفونتهای ویروسی ،تومورهای ناحیه گردن وحنجره
ترمیم و نو توانی حنجره

ناتوانی حاصل از برداشتن کامل حنجره به قدری شدید است که حتی ممکن است بر تصمیم بیمار در انتخاب در مان اثر بگذارد . برداشتن کامل حنجره بهترین روش کنترل بدخیمی است .

در حدود ۱۰۰ سال پیش اولین عمل لارنژکتومی کامل انجام شده است . قسمت اصلی قوس رفلکسی که باعث بسته شدن حنجره می شود توسط گیرنده های حسی ناحیه سوپراگلوتیک حنجره آغاز می شود . ترمیم قدرت تکلم از نظر جراحی کاردشواری نیست . در این روش با ایجاد یک سوراخ بزرگ که بتوان در آن دریچه ای مصنوعی را قرار داد یک فیستول تراکئو ازوفاژیال درست می کنند . در یچه مصنوعی شکل ساده دارد . این در یچه یک لوله توخالی است که طرف نایی آن باز است و طرف هیپوفارنژیال آن یک شکاف افقی دارد .

کلاس آموزش آواز

فشار هوا این شکاف را باز می کند و هنگام تکلم هوا می تواند وارد هیپو فارنکس شود . با پایان یافتن صحبت انتهای هیپوفارنژیال لوله دوباره بسته می شود . و بزاق نمی تواند وارد نای شوند . عوامل مختلف مثل عفونتها – اختلالات متابو لیک تروماو نئوپلاسمها می توانند باعث فلج طناب صوتی شوند البته هنوز هم شایعترین علت فلج طناب صوتی قطع شدن عصب راجعه ای حنجره در ضمن عمل تیرو ییدکتومی است . بیماری که دچار فلج یکطرفه طناب صوتی می شود در آغاز تغییر صدایی از نوع air-slipping پیدا می کند .

بعد از چند هفته علیرغم اینکه هنوز طناب صوتی فلج است کیفیت صدای بیمار بصورت طبیعی در می آید . علت این مسئله این است که به دنبال ایجاد اسکار در عضلات داخلی حنجره طناب صوتی فلج به خط میانی نزدیک می شود.

مایکل جکسون زنده شد

یک جوان اسپانیایی با شباهت بیش از اندازه به مایکل جکسون خواننده فقید آمریکایی توجهات بسیار زیادی را به خود جلب کرده است.

به گزارش صفحه اخبار موسیقی واوموزیک به نقل از دیلی میل ، این مرد اسپانیایی سرخیو کورتس نام دارد و ۲۱ ساله است. شباهت عجیب او با مایکل جکسون خواننده فقید آمریکایی شگفتی کاربران اینترنتی را به همراه داشته است.

البته کاملا واضح به نظر می رسد که این مرد اسپانیایی با عمل جراحی سعی کرده است خود را شبیه مایکل کند.

مایکل جکسون در سال ۲۰۰۹ درگذشت.

تصاویری که در ادامه می بینید نه مایکل جکسون که سرخیو کورتس است: