نگرشی بر شیوه ی گرفتن تار در قدیم (بخش دوم)

شنبه 27 خرداد 1396 ساعت 12:47

اولین دلیل:

این است که این کار واقعاً غیر منطقی غیر عقلانی ست که نوازنده ای در هنگام نواختن یک شیوه داشته باشد و در هنگام عکس گرفتن شیوه ای دیگر. در واقع اگر باور کنیم که قدما این کار را می کردند باید بپذیریم که اساتید قدیم ما بسیار ساده لوح و کوته فکر بوده اند که از شوق عکس گرفتن…

دلیل دوم:

اینکه با توجه به عکسهای مختلف یک استاد، می بینیم که در تمام عکسها نحوة قرار گرفتن ساز زاویة دسته و طرز پنجه گذاری و مضراب ، در کمال زیبایی و پختگی همیشه به یک نحو و یک شیوه است. در حالی که اگر کسی ساز را همیشه ه این شیوه نگیرد در هنگام عکس گرفتن هر بار به یک گونه ساز را می گیرد و به این زیبایی نخواهد بود. این نشان دهنده این است که این نحوه گرفتن ساز پس از سالها تمرین و ممارست به یک پختگی و ثبات رسیده است. کما اینکه در عکسی که از “میرزا عبدالله” همراه شاگردانش هست ، می بینیم که هریک از شاگردان به گونه ای ساز را گرفته اند و جالب است که “حسین خلیفه و اسماعیل قهرمانی” که از بهترین شاگردان میرزا عبدالله هستند ، نحوه گرفتن و زاویه دسته سازشان به میرزا عبدالله نزدیکتر است. این نشان دهنده این است که شاگردان سعی داشتند تا این شیوه را از استاد بیاموزند و هر چه بیشتر به آن نزدیکتر شوند .

دلیل سوم:

ساختمان سازهای قدیمی ست. که خود گویای این مطلب است که قدما ساز را روی سینه می گرفتند چرا که پشت ساز تخت بوده و ساز سبک است و طراحی ان به گونه ای ست که به راحتی می توانند ساز را روی سینه نگاه دارند و این ثابت می کند که سازندگان ، بنا به سفارش نوازندگان ، ساز را برای گذاشتن روی سینه طراحی کرده اند و مسلماً این و دور از عقل است که بگوییم برای گرفتن عکس ، ساز را را اینگونه طراحی کرده اند .

آموزشگاه موسیقی

دلیل چهارم:

عکسهایی از نوازندگان غیر درباری مطرب ها و نوازندگان محلی وجود دارد که انها نیز ساز را روی سینه گرفته اند. در حالی که عکس در سطح زمین گرفته شده و می توانستند هر طور دیگری ساز بزنند و به اصطلاح در مجلس شاه هم نمی رفتند که بخواهند اینطور ساز را بگیرند .
تا به اینجا تا حدودی ثابت کردیم که قدما ساز را روی سینه می گذاشتند . حال این سوال مطرح می شود که چرا روی سینه می گذاشتند و طور دیگری نمی گرفتند ؟

اول اینکه:

این شیوه طبیعی ترین و راحت ترین شیوة گرفتن ساز است و از زمانهای باستان نسل به نسل ادامه داشته است و مختص به زمان قاجار نیست. حتی نقش برجسته های دوران ماقبل از اسلام و همین طور نقاشی های دوران صفوی و تیموری این مطلب را به خوبی نشان می دهد که ساز با دسته به طرف بالا و روی دست نوازنده به طوری قرار گرفته است که در واقع ساز را در آغوش می گرفتند. این نحوه گرفتن ساز به قدری طبیعی است که مرئم عادی هنگامی که می خواهند به نار زدن اشاره کنند ناخود اگاه ساز خیالی را روی سینه شان می دهند و حتی اگر کسی با ساز تار و نحوه نواختن آن اشنا نباشد و هنگامی که برای اولین بار تار را به دستش بدهیم ان را روی سینه می گیرد .

مطلب دوم:

اینکه با فیزیک بدن متناسب دارد چون برای گرفتن ساز احتیاج به خم شدن به جلو و دور کردن دستها از بدن یا گذاشتن پا بر روی پای دیگر ، گذاشتن پای راست بالاتر از حد طبیعی و قوز کردن، چنان که در نوازندگی بر روی پا این موارد اتفاق می افتد نیست. بلکه باید بدن مستقیم و عمود بر زمین و دست در حالت طبیعی در کنار بدن قرار بگیرد و در این حالت که عضلات در حالت راحت و انبساط هستند ساز در آغوش گرفته می شود و از طرفی قرار گرفتن ساز بر روی قلب و احساس ارتعاش و تماس ان با قلب و همچنین نزدیک بودن ساز به گوش باعث ایجاد لذت و ارضای روامی می شود. در حالی که اکثر اشخاصی که ساز را روی پا می گذارند در اثر خم شدن یا دور شدن دستها از بدن یا خم شدن گردن و افتادن سر به پایین برای اینکه بتوانند به دسته ساز نگاه به مرور زمان دچار آرتروز می شوند .

سوم:

رعایت ادب و زیبایی. قدما که دارای ذوق سلیم بودند و در تمام کارهایشان این ذوق مشاهده می شود و در گرفتن ساز هم این سلیقه و ذوق عالی را نشان داده اند . همانطور که در عکسها و نقاشی ها می بینیم طرز گرفتن ساز بسیار زیبا ، موزون و متناسب با زیبایی شناسی موسیقی دستگاهی و شاعرانه زمانه است .
در فرهنگی که حتی چهار زانو نشستن را بی ادبی می دانند چه برسد به آن که روی صندلی بنشینند و پا را روی پا بیندازند. حتی در عکسهایی که از میرزا عبدالله و آقا حسینقلی وجود دارد که بدون ساز بر روی صندلی نشسته اند می بینیم که جقدر زیبا و مودبانه پایشان را در کنار هم قرار داده اند. در این فرهنگ رعایت ادب را در دو زانو نشستن می دانند و بهترین فرمی که می توان هنگام نوازندگی به حالت دو زانو داشت همین فرمی است که در عکسهای قدیمی می بینیم .

چهارم :

هماهنگی با روش زندگی. همانطور که می دانید در ایران دیگر کشورهای شرقی بر روی زمین نشستن جز عادات و فرهنگ این مناطق است و هر کاری را در حالت نشسته بهتر انجام می دهند مثل نیایش ، غذا خوردن ، نوشتن ، مالعه کردن حتی سازندگان ساز هم در حالت نشسته ساز می ساخته اند در حالی که امروزه ایستاده و پشت میز کار انجام می دهند که از نظر سلامتی مضّر بیمارهایی مثل کمر درد، دیسک کمر، سیاتیک و واریس را به دنبال دارد. به همین دلیل نوازندگی نیز به حالت نشسته و بر روی زمین انجام می شده است که باز در این حالت بهترین و راحت ترین فرم نوازندگی، گذاشتن ساز بر روی سینه است . همانطور که امروزه می بینیم تار نوازانی که می خواهند روی زمین بنشینند دچار مشکل هستند چون کاسه تار باید به طرف بالا قرار گیرد به همین خاطر بعضی از بالشتک استفاده می کنند برخی چهار زانو می نشینند و عده ای از حرکات یوگا برای نشستن استفاده می کنند که تمامی اینها غیر طبیعی و نازیباست و باعث زحمت و مشکل برای نوازنده می شود. در حالی که اگر ساز را روی سینه بگذارند چه به حالت دو زانو چه چهار زانو، روی صندلی، در حال راه رفتن وحتی در حالت خوابیده می توانند به راحتی نوازندگی کنند و دیگر احتیاجی به زیر پایی ، بالشتک و دیگر لوازم اضافی نیست .

پنجم:

ایجاد امکانات تکنیکی. قدما وقتی ساز را روی سینه می گذاشتند در واقع کاسه تار بر روی ساعد دست راست قرار می گرفت و آرنج دست چپ زیر دسته ساز قرار داشت و وزن دسته بر روی دست چپ بود که به این ترتیب اتصال دستها به ساز امری اجتناب ناپذیر و در واقع ضروری بوده است. در عین حال دست راست نقطه اتکایی پیدا می کنند تا از این طریق حکت را از کتف به وسیله ساعد به مچ انتقال دهد. در واقع مبدأ حرکت از کتف است و کتف مانند چرخ دنده بزرگی ست که چرخ دنده کوچکتری را به حرکت در می آورد و باعث سرعت و قدرت در حرکت می شود. که پس از سالها تمرین و ممارست به یک پختگی، ثبات و تعادل می رسیده اند. در حالی که وقتی ساز را روی پا می گذاریم ، ساز به راحتی روی پا قرار می گیرد و احتیاج به مهارکردن با دست ندارد . در واقع دیگر لیلی برای اتصال باید پا قرار می گیرد و احتیاج به مهار کردن با دست ندارد. در واقع دیگر دلیلی برای اتصال دستها به ساز وجود ندارد و این اتصال باید صورت تصنّعی ایجاد شود و این باعث سردرگمی نوازنده می شود و نوازنده هیچگاه به یک استیل ثابت و شخص دست پیدا نمی کند و هر چند وقت ، طریقة دیگری را امتحان می کند. نمی داند دست چپ را چه کار کند ؟ مچ به طرف بیرون باشد یا داخل ؟ شصت بالای دسته باشد یا پشت دسته؟ از دسته جدا باشد یا چسبیده ؟ و در هر صورت دست به دسته ساز آویزان می شود . همچنین دست راست که مشخص نیست حرکتش باید از مچ باشد یا از ساعد یا ترکیبی از این دو به علاوه حرکت ساعد که در شیوه قدما به صورت افقی بوده است در شیوه ی جدید تبدیل به حرکت عمودی می شود. این نکته باعث خشکی و درشتی ریز ها شده و صدای ساز را زمخت می کند. در حالی که اگر ساز به شیوه قدما روی سینه گرفته شود تمام این مسائل حل می شوند و همه چیز در جای خود قرار می گیرد و تنها تعادل و تناسب می خواهد که آن نیز باتمرین و ممارست به دست نمی آید .

ششم:

انطباق با محتوای موسیقی دستگاهی . اگر موسیقی دستگاهی درست با شیوه قدما اجرا شود سرشار از حرکت ، پویایی، نشاط، امید و مبارزه است. همچنین وقتی عکس آقا حسینقلی که ساز را روی سینه گذاشته است می بینیم از لحاظ بصری پویایی . حرکت ، آمادگی ، مبارزه ، امید ، نشاط ، و سر زندگی القا می شود و این در انطباق کامل با محتوای موسیقی ای است که می نوازد . حال تصور کنید که همین استاد ، و ساز را روی پا بگذارد . انگار خسته شده و از مبارزه دست کشیده است و ساز را رها کرده است. که امروزه برخی از نوازندگان را می بینیم که دسته ساز از خط افق پایین تو رفته و به نظر می رسد که ساز می خواهد به طرف پایین برود .

آموزشگاه موسیقی تار

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.